تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
أعضاد : جمع « عضد » ، نصرت و بازو . از آن جهت به آن « عضد » گفته مىشود كه بازو و سبب قدرت انسان در اعمال است . در آيهء شريفه هست : « وَما كُنْتُ مُتَّخِذَ المُضِلِّينَ عَضُداً » « 1 » يعنى عوناً و ناصراً . حضنته : جمع « حاضن » ، حافظ و نگه دارنده . غميزة : خليل مىگويد : ضعفةٌ في العَملِ و جهلةٌ في العقلِ ؛ « 2 » سستى در عمل و نادانى در عقل است . سنة : غنودن ، خواب سبك ، گفته شده : سَنة ، سنگينى در سر و نعاس ، سنگينى در چشم و نوم ، سنگينى در قلب است . « 3 » ظُلامة : به معناى « مظلمة » ، چيزى كه ستمگر از شما گرفته باشد و شما در پى گرفتن آن باشيد . سرعان ، عجلان : هر دو ، اسم فعل به معناى « سَرَعَ » و « عَجَل » هستند ، يعنى چه با سرعت و با شتاب . عجلان ذا إهالة : « إِهالة » پى و مانند آن است كه ذوب شود و « عجلان » به معناى سرعت است . اين مثلى است براى خبرى كه باعث تعجب باشد . در شرح قاموس فارسى چنين گويد : خبرى است كه در معناى تعجب مىباشد و از اين است كه در او معناى تعجبى هست . آنچه گفته مىشود كه : سرعان ما صنعت كذا ؛ يعنى چه زود كرد آنچه كرد چنين و اما گفتهء ايشان در مثل سرعان ذا إهالةٍ ، پس اصل آن اين است كه مردى بود كه ميش لاغرى داشت كه آب بينى آن از سوراخ‌هاى بينىاش روان مىشد ؛ پس به او گفته شد كه : اين چيست ؟ پس گفت كه : چَرْبِش اوست . پس سؤال كننده گفت كه : سرعان ذا إهالة و اين مثل براى كسى كه خبر مىدهد به بودن چيزى پيش از وقتش زده مىشود . « 4 » خَطب : امر عظيم .
هامش
( 1 ) . كهف ( 18 ) آيهء 51 . ( 2 ) . ترتيب كتاب العين ، ص 611 . ( 3 ) . لسان التنزيل ، ص 213 . ( 4 ) . شرح قاموس ، ج 1 ، ص 597 .