پيچيدگى آن ، همهگير شد ؛ با غيبتش روى زمين تيره گشت ؛ ستارگان در مصيبتش گرفته شدند ؛ آرزوها به آخر رسيد ؛ كوهها فروتنى كرد ؛ حريمها در شكست و حرمتها به هنگام مرگش درهم ريخت . فقدان پيامبر - به خدا - فاجعهء بزرگ و مصيبتى بس عظيم است ، كه همچون مصيبت سختى و بدبختى مثل او نيامده است . اين كتاب خدا - عزّ وجلّ - در خانههاى شماست ، كه در صبح و شام ، بلند و آهسته ، و به صورت عادى و يا با لحن مطبوع مىخوانيد كه مىگويد : قبل از پيامبر هم بر پيامبران گذشته حادثهء حتمى و قطعى ( مرگ ) جارى شده : نيست محمد جز اين كه پيامبر است و پيش از او پيامبرانى آمدهاند [ و رفتهاند ] پس اگر او بميرد و يا كشته شود ، شما به پيشينهء خود ( جاهليت ) خواهيد برگشت ؛ شما مطمئن باشيد ، اگر كسى برگردد زيانى به خدا نمىرسد و خداوند سپاسگزاران را پاداش خواهد داد . هان اى فرزندان قيله ! ( مادر و جدّهء اعلاى انصار ) آيا در حضور شما مرا از ارث پدر محروم سازند ؟ و در مجلسى و مجمعى كه من شما را مىخوانم مىبينيد و مىشنويد و از ظلمى كه به من مىرود آگاه هستيد . شما افراد زيادى داريد و ساز و برگ و نيروى ( دفاع از مرا ) داريد . به نداى من پاسخ نمىدهيد ، و به فرياد من فريادرسى نمىكنيد . شما مردانِ جنگى هستيد و به خير و صلاح ، معروف و شناخته شدهايد . شما برگزيدگان و صالحانى بوديد كه به جنگ با عرب انتخاب شديد ، و در اين راه متحمل زحمت شديد و با امتها شاخ به شاخ شده و رو در روى شجاعان ايستاديد و پيوسته به شما فرمان مىداديم و شما فرمانبر بوديد ؛ تا اين كه [ در اثر فداكارىهاى شما ] آسياب اسلام به كار افتاد ؛ خير و بركت روزگار جارى شد ؛ نعرهء شرك فروشد ، دروغ از جوشش افتاد ؛ آتش كفر خاموش شد ؛ صداى از هم پاشيدگى فرو نشست و نظام دين به ترتيب افتاد . پس چرا اينگونه بعد از بيان و اعلان ، سرگشتگى و پنهان كارى مىكنيد ، و پس از آغاز ، عقب نشينى كرديد ، و پس از ايمان ، به شرك برگشتيد ؟ چرا با قومى كه پيمان خود را شكستند و در صدد بيرون راندن رسول خدا صلى الله عليه و آله بودند و آغاز گر جنگ در روزهاى نخستين بودند جنگ نمىكنيد ؟ آيا از آنان مىترسيد ؟ خدا شايستهء ترس است ؛ اگر ايمان داشته باشيد . هشيار باشيد ! مىبينيم به خوشگذرانى و راحتطلبى رو آوردهايد ؛
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 547
مساهمون: عز الدين حسينى زنجانى
ص٥٤٧