كسى را كه شايستهء دخل و تصرف در كارهاست كنار زديد ؛ به تن پرورى در گوشهاى آرام تن داديد ؛ از فشارها و سختىها [ ى مسئوليت ] به فضاى باز بىاحساسى روى آورديد ؛ آنچه را كه از ايمان برگرفته بوديد به بيرون افكنديد . و آنچه را كه به گوارايى فرو برده بوديد بالا آورديد . بدانيد اگر شما و تمام افراد روى زمين كافر شوند ( از ملك و قدرت خدا چيزى نمىكاهد زيرا ) خدا سخت بىنياز و سپاسگزار است . من آنچه را كه گفتم [ نه از راه جهالت به حال شما بود ، بلكه ] از روى آگاهى گفتم . به سبب عدم ياورى كه در خميرهء شماست و نيرنگ و فريبى كه در صميم دلهاى شماست ، موجب شد كه غصههاى دل لبريز شده و خشمها بيرون بريزد . در نتيجه ، استقامت شما در مقابل شدايد كم شد و آنچه در دل داشتيد ظاهر كرديد . آنچه گفتم اتمام حجت بود . حال اين مركب خلافت را بگيريد و آنچه از وزر و و بال است بر آن حمل كنيد . اما اين مركب پشتش زخم و پايش مجروح و ننگ آن ابدى است ، و نشان غضب الهى كه شعلهء آن سر از سينهها در مىآورد خواهد بود . همهء آنچه را كه انجام مىدهيد خدا مىبيند . چه زود ستمگران خواهند فهميد كه در چه بازگشت سختى قرار خواهند گرفت ! من دختر ترساننده از عذاب شديدى كه در پيش داريد مىباشم . شايسته است كه ما و شما در انجام وظيفهء خود فروگذار نباشيم .
و در انتظار نتيجهء اعمال خود باشيم .
توضيح مفردات
رمت : از « رمى » ، انداختن و پرتكردن . در اين جا مراد نگاه انداختن است ، توجه نظر .
در بعضى نسخهها به جاى « رمت » ، « رَنَت » آمده از مادهء رنى يرنو رنواً ؛ يعنى نگاه خود را ادامه دادن كه در معنا ، نزديك معناى « رَمْى » است .
طَرْف : چشم يا نگاه .
معشر : جماعت .
نقيبه : از « نقب » ، شاهد قوم كه گفتهء او مورد قبول طايفهء خود باشد ، چهرههاى با نفوذ و شناخته شده .