قنا : نيزه . شايد مراد از « خور القنا » ضعف نفس در مقابل سختىها و يا دريغكردن از نصرت و يا سستى نشان دادن در برابر دشمن باشد .
بثّة : نشر و اظهار ، غمى كه انسان توانايى كتمان آن را ندارد و اظهار مىكند
إنّما أَشكوبثّى و حزني إلى اللّه .
تَقدِمةُ الحجة : اعلامكردن قبل از وقت تا طرف مقابل به غفلت و بىخبرى عذر نياورد .
فاحتقبوها : از « حقب » ، ريسمانى كه با آن رحل را به شكم شتر مىبندند و آمادهء سوار شدن مىشود .
دَبَر : زخمى كه در پشت شتر و يا هر مركبى باشد .
نَقَب : نازك شدن پشت پاى شتر .
عار : عيبى كه در معرض زوال نباشد .
شنار : عيب و عار .
ينقلب : سرنوشت .
نياكان انصار
انصار لقب دو قبيلهء اوس و خزرج است كه از طرف رسول خدا صلى الله عليه و آله به اين لقب مشرف شدند ؛ زيرا آنان به هنگام مهاجرت حضرت به مدينه به يارى و حمايت از آن حضرت قيام نمودند . نسب انصار در تاريخ كامل چنين ذكر شده است :
اوس و خزرج فرزند حارثه ، فرزند ثعلبة العنقاء فرزند عمرو مزيقياء فرزند عامر ماء السحاب فرزند حارثةالعطريف فرزند امرءالقيس البطريق فرزند ثعلبه فرزند مازن فرزند ازد فرزند غوث فرزند مالك فرزند زيد فرزند كهلان فرزند سباوى فرزند يشجب فرزند يَعرب فرزند قحطان ( جد عرب ) . مادر وجدهء اعلاى آنان قَيله بود ؛ فرزند كاهل بن عذرة بن سعد . به همين مناسبت به انصار « بنىقيله » مىگويند . « 1 »
هامش
( 1 ) . ابن اثير ، تاريخ كامل ، ج 1 ، ص 655 .