تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦
صورت اوّل دادن منصبى از طرف خداى حكيم به كسى كه لياقت آن را دارد هرگز موجب ترس نمىشود و خدا خود داناست كه آن منصب را به چه كسى عنايت فرمايد . « اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ » ؛ « 1 » خدا داناتر است كه رسالت خود را در كجا قرار دهد . در صورت دوم و عدم شايستگى ، باز جاى ترس نيست ؛ زيرا خدا هرگز خلاف حكمت رفتار نمىكند و مقام شامخ نبوت را به افراد نالايق و نا اهل و معصيت كار نمىدهد . بنابراين در هر دو صورت ، ترس از انتقال نبوت معنا ندارد . با اين قرينهء قطعى ثابت مىشود كه ترس زكريا عليه السلام ازارث ، انتقال مال بوده كه بر حسب شريعت ، از مورِّث به وارث - اعم از صالح و فاسد ، متقى و فاجر - منتقل مىشود . زكريا عليه السلام مىترسيد كه وارثان ، اموال او را در معصيت صرف نمايند . بنابراين از خداى متعال درخواست فرزندى شايسته براى ارث مالش نمود . چنانچه از تتمهء دعايش ( بار الها ! او را مرضى خود قرار بده ) استفاده مىشود . درخواست اين قيد با ارث بردن مسئلهء نبوت مناسب نيست ؛ زيرا مانند آن است بگويد : رَبِ هَبْ لى مِن ذريّتى نبياً و اجعَلَه عاقلًا وَ ديّناً رشيداً . مرتبهء نبوت ، فوق مرتبه‌هاى متوسط ، و مقام شامخى است كه جامع عقل و علم و رشد است . پس درخواست ذريهء باقيه قرينهء واضحى است كه مراد از ارث در فرمايش زكريا : « يَرِثُنِى وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ » ، همانا ارث مال است . چنان كه شريكة القرآن - صلوات اللّه عليها - فرموده : آيهء شريفهء « وَأُولُوا الأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِى كِتابِ اللَّهِ » ؛ « 2 » بعضى از خويشاوندان بر بعضى ديگر در كتاب خدا برترى دارند . دلالتش به اين صورت است كه خداى متعال - عزّاسمه - در اين آيهء شريفه حق توارث را به خويشاوندان مورِّث مرحمت فرموده و قبل از نزول اين آيه ، ارث از جملهء آثار و حقوق ولايت و دوستى در دين بود . پس از آن كه خداوند متعال به اسلام عزت بخشيد ، با اين آيه حق توارث با ولايت دينى را نسخ فرمود و حق ارث را منحصراً براى نزديكان و
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 124 . ( 2 ) . انفال ( 6 ) آيهء 75 .