تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
وجه دلالت آيهء « وَوَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ وَقالَ يا أَيُّها النّاسُ » « 1 » به اين بيان است : مراد خداى متعال از ارث ، نبوت و علم نيست ؛ زيرا در آيهء ديگر آمده : « وَداوُدَ وَسُلَيْمانَ إِذْ يَحْكُمانِ فِى الحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ القَوْمِ وَكُنّا لِحُكْمِهِمْ شادِينَ * فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ وَكُلّاً آتَيْنا حُكْماً وَعِلْماً » ؛ « 2 » به ياد آريد داستان داود و سليمان را كه هر دو دربارهء مزرعه حكم كردند كه در آن مزرعه گوسفندان قوم ، شبانه چريدند و ما شاهد حكم آنان بوديم كه آن دو پيامبر به هر دو متخاصم چه حكمى دادند . پس آن داورى و قضاوت را ما به سليمان فهمانديم [ كه چگونه عادلانه قضاوت نمايد ] و به هر يك از آن دو ، حكم و علم داديم . مراد از حكم همان نبوت است . راجع به يحيى نيز مىفرمايد : « وَآتَيْناهُ الحُكْمَ صَبِيّاً » ؛ « 3 » ما به يحيى در حالى كه طفل بود نبوت را داديم . نبوت به سليمان عليه السلام در حال حيات پدرش اعطا شده بود ؛ ديگر احتياجى نيست كه خدا بفرمايد : سليمان بعد از درگذشت داود نبوت را از داود ارث برد . پس به اين قرينهء قطعى ، مراد از « ورث » همان ميراث مالى است ؛ چنانچه صديقهء طاهره اشاره فرمود . اما راجع به ارث يحيى از زكريا ، فرمود : « وَ إِنِّى خِفْتُ المَوالِىَ مِنْ وَرائِى وَكانَتِ امْرَأَتِى عاقِراً فَهَبْ لِى مِنْ لَدُنْكَ وَلِيّاً * يَرِثُنِى وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيّاً » ؛ « 4 » من از خويشاوندان و اقاربى كه از من ارث مىبرند مىترسم و همسر من نازاست و از او فرزندى ندارم كه او وارث من باشد . [ پروردگارا ! ] از جانب خود وليى ( جانشينى ) به من مرحمت فرما كه وارثم باشد و او را مورد رضايت خود قرار بده . واضح است مقام منيع نبوت در زكريا عليه السلام مانع از آن است كه ترسى داشته باشد كه نزديكانش علم و نبوتش را ارث ببرند . چه شايستگى آن را داشته باشند يا نه ؛ زيرا در
هامش
( 1 ) . نمل ( 27 ) آيهء 16 . ( 2 ) . انبياء ( 21 ) آيات 78 - 79 . ( 3 ) . مريم ( 19 ) آيه 12 . ( 4 ) . همان ، آيات 5 - 6 .