تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
الخاسِرِينَ » . « 1 » اينك اين قطعه نيز در بيان مورد ديگرى از بىاعتنايى به احكام قرآن مىباشد . لازم به تذكر است كه ادعاى ارث و استدلال به قرآن ، بعد از فرمودهء صديقهء طاهره عليها السلام مبنى بر اين كه فدك ، « نحله » « 2 » و هديه از طرف پدر بزرگوارش بود ، مطرح شد و چون
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 85 . ( 2 ) . توضيح : هنگامى كه خداى متعال قلعه‌هاى خيبر را با ايجاد رعب در قلب يهوديان براى پيامبر فتح كرد ، در اثر آن فتح ، اهالى فدك نيز مرعوب شده با كمال ذلت تن به صلح دادند . به اين ترتيب كه نصف سرزمين آنها و بنا به نقل بعضى ، تمام آن سرزمين به ملك رسول اللّه صلى الله عليه و آله درآمد . رسول گرامى نيز چنين صلحى را امضا فرمود . بنابراين ، مسلماً نصف سرزمين فدك ملك خاصِ رسول اكرم صلى الله عليه و آله مشمول آيهء شريفه : « فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلا رِكابٍ » ( حشر ( 59 ) آيهء 6 ) بود كه احدى از مسلمانان در آن حقى نداشتند . در بين مسلمين اين مسئله مورد اتفاق است . خداى متعال آيهء « وَآتِ ذَا القُرْبى حَقَّهُ » ( اسراء ( 17 ) آيهء 26 ) به تصديق علماى عامه در مدينه نازل فرمود . در بعضى قرآن‌هاى چاپ مصر ، چندين آيه از سورهء مكى اسراء را استثنا نموده و محل نزول آنها را مدينه نوشته‌اند . كه آيهء 26 سورهء اسراء يكى از آنهاست . رسول اكرم صلى الله عليه و آله به مفاد اين آيهء شريفه ، فدك را به فاطمه - صلوات اللّه عليها - هديه و هبه فرمود . در زمان حيات رسول اكرم صلى الله عليه و آله فدك مدت‌ها در تصرف و ملك فاطمه - صلوات اللّه عليها - بود ؛ تا اين كه به عنوان اين كه بيت المال است از تصرفش درآوردند . اين مسئله كه فدك به هبه و نحلهء رسول اللّه صلى الله عليه و آله در تصرفش بود ، مورد اتفاق ائمهء اهل بيت عليهم السلام و شيعيان آنان است . از نظر آنان جاى هيچ‌گونه شبهه و ترديدى نيست كه فدك در تصرف و ملك آن حضرت بود ، تا اين كه غاصبان از تصرفش درآوردند . چنانچه مولاى متقيان عليه السلام به عثمان بن حنيف ، فرماندارش در بصره ، چنين مرقوم مىفرمايد : بَلى كانت في أَيدينا فَدكٌ مِن كلِّ ما أظلَّته‌السَمآء فَشَحّت عَليها نفوسُ قومٍ و سَختْ عَنها نفوسُ قومٍ آخرين ، و نِعْمَ الحكم اللّه ؛ آرى ، از تمام آنچه كه آسمان بر آن سايه افكنده بود فدك در دست ما بود كه آن هم ، گروهى بر آن بخل و حسد ورزيدند و گروه ديگرى آن را سخاوتمندانه رها كردند [ و از دست ما خارج گرديد ] و بهترين حاكم خداست ( نهج البلاغه ، نامهء 54 ) . در اين معنا روايات متواتر از ائمهء اهل بيت عليهم السلام وارد شده است . بزرگان حديث با سندهاى صحيح از ابوسعيد خدرى روايت كرده‌اند كه او گفت : وقتى كه آيهء شريفهء « وَآتِ ذَا القُرْبى حَقَّهُ » نازل گرديد ، رسول اللّه صلى الله عليه و آله فدك را به فاطمه بخشيد . اين حديث چنان در درجهء اعلاى صحت است كه مأمون با همين حديث فدك را به اولاد صديقهء طاهره - صلوات اللّه عليها - برگرداند . صديقهء طاهره - سلام اللّه عليها - با ادعاى اين كه به عنوان هبه مالك فدك است ، به محاكمهء خليفه قيام فرمود . فخر رازى در تفسير آيهء فِيء در سورهء مباركهء حشر در جلد هشتم مفاتيح الغيب به اين معنا تصريح نموده است كه از باب مشت نمونه خروار براى مزيد اطلاع خوانندگان گرامى نقل مىشود . فخررازى چنين مىگويد : وقتى كه رسول اللّه صلى الله عليه و آله رحلت فرمود ، فاطمه - سلام اللّه عليها - ادعا كرد كه پيامبر فدك را به وى بخشيده است . ابوبكر به فاطمه گفت : شما عزيزترين مردم به من در حال نادارى و محبوب‌ترين آنان در حال تمكن و دارايى هستيد ؛ ولى من ادعاى شما را صحيح نمىبينم . پس چگونه حكم كنم كه فدك از آنِ شماست ؛ در حالى كه فقط ام ايمن و غلام رسول خدا صلى الله عليه و آله شهادت دادند ؟ بدين سان ابوبكر ، شاهدى را كه بتوان شهادت او را در شرع پذيرفت از فاطمه عليها السلام مطالبه كرد و شاهدى نبود . در اين جا مناسب است سخن استاد محمود ابوريهء مصرى را نقل كنيم . او مىگويد : لازم است به صراحت بگويم كه برخورد ابوبكر با فاطمه - صلوات اللّه عليها - دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله و رفتارش در خصوص ميراث پدرش آن چنان بود ؛ زيرا اگر ما قبول كنيم كه مىتوان عموم قطعى كتاب را با خبر واحد ظنى تخصيص زد ( اشاره به همان خبر جعلى خليفه : نحنُ معاشِرَ الانبياءِ لانُورّث و ماتَرَكناه صدقةٌ ) و فرض كنيم چنين جمله‌اى را رسول اكرم فرموده ، با اين همه ابوبكر مىتوانست قسمتى از متروكات پدرش يعنى فدك را به فاطمه - صلوات اللّه عليها - ببخشد و از حق امامت و خلافت خود حسن استفاده را بنمايد ؛ زيرا حق خليفه است كه براى هر كس كه خواست ، هدايايى را در نظر گيرد . چنانچه بعضى از متروكات رسول اكرم صلى الله عليه و آله را به زبير بن عوام و محمد بن مسلمه بخشيد . مضافاً بر اين كه همين فدك را عثمان با استفاده از حق زعامت خود به مروان بخشيد ( مجلهء الرسالة المصريه ، شمارهء 518 ، سال 11 ، ص 451 . )