تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
آن جوامع را پر نكند ، به فرسودگى كشيده مىشود ؛ اگر چه كشورگشايى شود و بر محيط جغرافيايى اسلام افزوده گردد . اكنون پس از چهارده قرن نشانهء چنين فرسودگىاى به خوبى مشاهده مىشود . اسلام گرچه مرزهاى هندوستان و ديگر كشورها را گشود ، ولى از نظر فكرى ، در ديار هندوستان مغلوب افكار تند بوداييان شد و به صورت اسلام تصوفى به قلب اسلام برگشت ، آن هم با آن همه فرقه‌هاى گوناگون . از اين طرف در مقابل فلسفهء يونان نتوانست توجيه‌هاى لازم را ارائه دهد . قهراً مطالب فيلسوفان يونان در لباس اسلام به محيط اسلامى برگشت . آرى ، مىبينيم بدين سان دينى كه فاقد شاهد و مراقب شد ، اين چنين فرسوده مىشود كه با انحطاط و ضعف فكرى و علمى مسلمانان ، كار به جايى رسيد كه مسلمانان تحرك علمى نداشته و شاهد و ناظر بر جهانيان نيستند . اينك براى حل كوچك‌ترين مسئلهء علمى خود بايد از خارج مستشار بياورند . حتى آثار اين فرسودگى در زمان خليفهء دوم به خوبى مشاهده مىشود . علماى يهود و نصارا براى رفع مشكلات علمى مىآمدند و از فن الهيات سؤال مىكردند ؛ ولى جوابى دريافت نكرده و در عوض تكفير مىشدند به قول سعدى :
چو حجت نباشد جفاخوى را * به پرخاش درهم كشد روى را
متن : وَ نَطَقَ كاظِمُ الغاوينَ و نَبَغَ خامِلُ الآفِلين وَ هَدَر فَنيقُ المُبطلين فَخَطَرَ في عَرصاتِكم ؛ خشمِ فروخوردهء گمراهان به سخن درآمد و گمنامان پست مرتبه ، ظاهر شدند و پيش‌تازانِ باطل‌گرا در عرصهء شما ميدان‌دارى نمودند . شرح : اين سه عنوان ، تعبير از يك فرد است كه فعلًا با غروب آفتاب نبوت و رسالت ، خفاش وار ميدان‌دارى مىنمايد .

سيماى خليفهء اوّل قبل از اسلام

عامه در كتاب‌هاى خودشان به اين كه خليفهء اوّل قبل از اسلام رسم و عنوانى نداشته ،