تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠

نخستين موفقيت حزب

ابن‌ابىالحديد و طبرى نوشته‌اند : گروهى از انصار به رياست سعد بن عباده در سقيفهء بنىساعده جمع شدند و گفتند : بعد از محمد صلى الله عليه و آله سعد بن عباده ، زعيم و رئيس قبيلهء خزرج را به جاى او برگزينيم . در اين هنگام قيس ، مريض و در بستر بود . در همان حال ، وى را به سقيفه آوردند . وى خطبه خواند و در امتيازهاى انصار سخن‌ها گفت . بالأخره پس از تبادل نظر ، قرار بر اين شد كه سعد خلافت را به دست گيرد و نيز مقرر شد كه اگر چنانچه مهاجران ، زير بار نرفته و به سوابق و قرابت احتجاج بنمايند ، قرار را بر مِنّا اميرٌ و منكُم امير ، بگذارند . سعد كه اين سخن را شنيد گفت : هذا اوّلُ الوَهنِ ؛ اين اوّلين سستى است . عمر از جريان اجتماع انصار آگاه گرديد . شخصى را به دنبال ابوبكر كه در منزل رسول الله صلى الله عليه و آله بود فرستاد ، كه هر چه زودتر بيرون آى ! ابوبكر جواب فرستاد : إنّي لَمشغول ؛ من سخت مشغولم . عمر دوباره كسى را فرستاد ، گفت : اخرُجْ فَقَد حدَثَ أمرٌ لابدّ ان تحضُرَه ؛ اتفاقى مهم روى داده كه بايد خود بيايى . ابوبكر بيرون آمد ، عمر جريان اجتماع انصار و گفت‌وگوى آنان را به اطلاع ابوبكر رسانيد . عبارت ابن‌ابىالحديد چنين است : فَمَضَيا مُسرِعين نَحوَهم و مَعهُما أبو عُبيدة ؛ آن‌گاه هر دو با شتاب به همراه ابوعبيده خود را به سقيفه رساندند . ابوبكر سخنرانى كرد و گفت : مهاجران ، خويشاوندان رسول اللّه صلى الله عليه و آله و فرزندان او مىباشند . سپس گفت : نَحنُ الأمراءُ و أنتمُ الوزراءُ و لانَقضى دونَكم الأمور ؛ ما مهاجران ، فرمانروا مىشويم و شما انصار وزيران ما باشيد . هرگز كارى بدون مشورت شما انجام نخواهيم داد و بدون رأى شما به حل و فصل امور نخواهيم پرداخت . در اين هنگام حباب بن منذر جموح بلند شد و گفت : اى انصار ! خلافت از آن شماست ، آن را محكم نگاه داريد و از دست ندهيد . هيچ كسى ياراى مخالفت با شما را ندارد . شما عزير و قدرتمند و گروهى انبوه و داراى هيبت و سطوت و احترام خاص