تأمين مىكنم . عمر به وى گفت : قضاوت را من به عهده مىگيرم . « 1 »
ابوعبيدهء جراح در سال هجدهء هجرى در شام ، در زمان خلافت عمر درگذشت . اما پنج عضو ديگر به كارگردانى ابوبكر و عمر همچنان پايدار بودند و آنان از سال اوّل بعثت تا نيم قرن بعد در كمك به همديگر و دفاع از منافع خود هوادار هم بودند و در همهء صحنههاى سياسى اين نيم قرن حساس كه دخالت كامل در شكل دادن تاريخ اسلام دارد ، نقش اساسى را بر عهده داشتند . آنان كه از آغاز مىديدند رسول اكرم صلى الله عليه و آله در هر فرصتى گاهى تصريحاً و گاهى تلويحاً مولاى متقيان عليه السلام را براى خلافت بعد از خود معرفى مىنمايد ، پيمان بستند كه در برابر مولا قرار گيرند . اما سه نفر از اين جمعيت ( ابوبكر و عمر و عثمان ) موفق شدند و طلحه و زبير نيز جنگ جمل را به راه انداختند . چنانچه سعدبن ابى وقاص در شوراى عمر نقش مخالف مولا را به عهده گرفت .
با وجود چنين صحنههايى از تاريخ ، به خوبى روشن مىشود كه يك حزب سياسى نيرومند در حال فعاليت سرّى بوده و اين صحنههاى تاريخ ، از توطئهء قبلى پرده بر مىدارد .
عمر در وقت وفات خود گفت : اگر ابوعبيده زنده بود ، او را به خلافت بر مىگزيدم . مسلماً اين آرزوى گزينش ابوعبيده ، روى قرار فعاليتهاى قبلى است ، و گرنه مانند ابوعبيده در ميان صحابه كم نبودند .
فعاليت آشكار
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله روز دوشنبه نزديك ظهر رحلت نمود . در اين هنگام ابوبكر بيرون مدينه در جُرْف « 2 » و عمر در مدينه بود . « 3 » عمر و مغيرة بن شعبه آمدند روى رسول اكرم صلى الله عليه و آله را پس زدند . عمر گفت : عجبا ! از هوش رفته . مغيره گفت : سوگند به خدا ! پيامبر وفات كرده . عمر گفت : تو دروغ مىگويى . پيامبر نمرده . با اين گفتار مىخواهى فتنه برانگيزى .
هامش
( 1 ) . تاريخ كامل ، ج 1 ، ص 420 .
( 2 ) . موضعٌ على ثلاثةِ أميال من المدينةِ نحوَ الشامِ و بِهِ كانتْ أموال لعمر بن الخطّابِ و لأهِل المدينة ( معجم البلدان ) .
( 3 ) . طبقات ابن سعد ، ج 2 ، ص 56 .