پس از معرفى خود ، با تأكيد مىفرمايد :
أقول عوداً وبدءً ؛
اوّلين و آخرين سخنم است .
چنين تأكيدى براى اتمام حجت است . بنابراين چنين گفتهاى غلط و تجاوز از حق و عدالت نخواهد بود . چه اين كه تجاوز از حق به دو جهت است :
1 . انسان به راه خطا برود ، ولى قصد صواب داشته باشد . از آن به « قصور » تعبير مىشود . مثل افرادى كه در جستوجوى حق هستند ؛ اما دچار اشتباه مىشوند .
2 . انسان عمداً از حق تجاوز نمايد و از روى هواى نفس ، حق را ناديده بگيرد كه آن را « شطط » و به تعبير ديگر « تقصير » مىگويند .
بر اين اساس ، صديقهء طاهره عليها السلام تأكيد مىكند كه گفتارم نه از روى قصور است :
و لا أَقولُ ما أقولُ غَلطاً
و نه از روى شطط و تقصير است ؛ بلكه حق و محض واقع است .
سپس در معرفى بنيانگذار اسلام با الهام از قرآن كريم مىفرمايد :
« لَقَدْ جاءَتَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ . . . » ؛ « 1 »
پيامبر شما از ميان خودتان برخاسته و از شما جدا نيست . پس هر گونه رنج و ناملايماتى كه بر شما وارد شود بر او گران است و از صميم قلب سعادت شما را آرزومند و به مؤمنان ، رؤوف و مهربان است . « 2 » اگر كمى دقت كنيد ، خواهيد ديد كه او پدر من است نه پدر زنهاى شما ؛ برادر پسر عموى من است نه برادر مردان شما . وه چه نيكو نسبتى ! و چه انقلاب حيات بخشى در اجتماع مرگ بار شما آفريد !
انقلاب پيامبر
متن : فَبلَّغ الرسالة صادعاً بالنذارة ، مائِلًا عن مدرجةِ المشركين ، ضارباً ثَبَجَهم ،
هامش
( 1 ) . توبه ( 9 ) آيهء 127 .
( 2 ) . صديقهء طاهره با طرح اين آيهء شريفه به يك نكتهء اساسى در مقام رهبرى اشاره مىفرمايد كه بايد كسى رهبرى و خلافترا عهدهدار شود كه غم خوار و نسبت به مردم رؤوف باشد . امام هشتم عليه السلام مىفرمايد : الإمام الأمّ البرّة ؛ رهبر و امام همچون مادر مهربان است ( اصول كافى و عيون اخبار الرضا ) اين مهربانى در مورد خود پيامبر و اهل بيتش به حكم همين آيهء شريفه قطعى است كه رسالتش را بر همين اساس آغاز كرد و به انجام رسانيد و چون مسئلهء امامت و رهبرى بسيار مهم است ، بايد در مورد مدعيان رهبرى - كه دست كم ، مشكوك هستند - هشيار بود .