پايمال مىسازد و خشم اقليت در برابر رضايت عمومى اهميت ندارد . هيچ كس بر والى ( حكمران ) سنگينتر در هنگام گشايش ، كم يارى دهندهتر در وقت گرفتارى ، ناراضىتر ، در برابر انصاف و برابرى ، پراصرارتر در خواهش كم سپاستر در موقع تقسيم و دير عذر پذيرتر و در سختىها كم صبرتر از اقليت نيست . ستون دين و اجتماع مسلمانان و افراد آماده در مقابل دشمنان ، فقط عامهء مردم و اكثريت آنان مىباشد . بدين جهت بايد با آنان همراه بوده و ميل و رغبت تو با آنان باشد .
على عليه السلام در اين فراز تحليلى بسيار ارزنده از بافت اجتماعى و قشرهاى تشكيل دهنده آن ارائه مىدهد كه زمام دار چگونه بايد مواظب رفتار خود بوده و از كدام قشر در پيش بردن اهداف اجتماع مدد گيرد . بر اين اساس ، امام بافت اجتماع را بر دو دستهء اقليت و اكثريت تقسيم نموده و خصلتهاى هر دو گروه و عملكرد آنان را بازگو مىكند .
دو گروه اقليت و اكثريت در جامعه و ويژگىهاى آنها
در اين قسمت از عهدنامه ، مراد از رعيت ، اكثريت هستند كه در برابر آن خاصه - به تعبير مولى - مىباشد . خاصه ، همان است كه در اصطلاح فعلى از آن به طبقهء مرفه و خوش گذران و ثروتمند تعبير مىشود . چنان كه مراد از عامه اكثريت زحمت كش است كه ثروت محدود چنان اجازهاى به آنان نمىدهد كه در پى خوش گذرانى باشند و معاش خود را با كسب و كار و جديت اداره مىكنند . امام مىفرمايد : همهء كارهايى كه مىخواهى در مملكت اجرا كنى بايد باتوجه به مقتضاى عدالت و با در نظر گرفتن مصالح اكثريت مردمى كه از چنان زندگى مرفهى برخوردار نيستند باشد .
چرا بايد رضايت اكثريت را جلب كرد ؟
امام خصلت هر دو گروه را با ديدى بسيار ژرف ، بيان مىفرمايد :
الف ) گروه خاصه ( اقليت ) در حركت اجتماعى ، موضعگيرىهاى خاصى دارند كه آنها عبارت است از :