نقش اسلام در اشاعهء معروف
نقش اسلام در اشاعهء معروف در اسلام بر دو اصل در اشاعه معروف و براى حفظ مصلحت جامعه تأكيد شده است :
1 . از راه تشويق . رهبر جامعه نيكوكاران را تشويق و بدكاران را توبيخ مىنمايد .
مولاى متقيان عليه السلام در عهدنامه تاريخى خود به مالك اشتر چنين دستور مىفرمايد :
لا يكونَنّ المحسنُ و المسيءُ عندَكَ بِمنزِلِةٍ سواء ، فَإنّ في ذلكَ تزهيداً لأهلِ الإِحسانِ في الإِحسانِ ، تَدريباً لأَهلِ الإساةِ في الإِساءَةِ وألزم كلّا مِنهم ما ألزم نفسه ؛ « 1 »
مبادا نيكوكار و بدكار نزد تو منزلت مساوى داشته باشند ( نسبت به هر دو بىتفاوت بوده و عكس العملى از خود نشان ندهى و نيكوكار را مورد تشويق و تقدير ، و بدكار را تنبيه و عقوبت ننمايى ) زيرا در صورت بىتفاوتى ، نيكوكاران در كار خود هر چند نيكوست دلسرد و ناراحت مىشوند و ديگر به كارهاى نيك ، رغبتى نشان نمىدهند . بدكاران و مفسدان نيز جرأت پيدا كرده و در كارهاى نارواى خود استوار مىگردند . . . .
2 . جلوگيرى از بىتفاوتى جامعه ؛ يعنى جامعه را به مبارزه منفى واداشتن و قطع رابطهء اجتماعى با متخلفين . اين نوع مبارزه در عصر نبوت انجام گرفت . سه نفر از شركت در جنگ تبوك سرباز زدند . مسلمانان پس از مراجعت از جنگ ، مبارزه منفى را با آنان شروع كردند . دامنهء مبارزه منفى به خانوادهء متخلفين هم سرايت كرد و چنان عرصه بر آنان تنگ شد كه جهان با اين وسعت در نظر آنان تيره و تار گرديد :
« وَعَلَى الثَّلاثَةِ الَّذِينَ خَلّفُوا حَتّى إِذا ضاقَت عَلَيْهِمُ الأَرضُ بِما رَحُبَتْ وَضاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَظَنُّوا أَنْ لا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلّا إِلَيْهِ » ؛ « 2 »
بر آن سه نفر كه از جنگ تخلف كردند ، چنان سخت گرفته شد كه زمين با آن وسعت و عرصه
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، عبده ، ص 521 .
( 2 ) . توبه ( 9 ) آيهء 118 .