بىآب و علف و نقاط بسيار دور و زمينهاى ناهموار و ميان كوهها و جزاير آهنگ آنجا مىنمايند . تا مردم نشانههاى خود را در سعى و طواف ، با ذلت به حركت درآورده و در اطراف خانه خدا تهليل « 1 » گويان با موهاى ژوليده و غبارآلود و جامهها را پشت سر انداخته و موهاى اصلاح نشده و چهرههاى نابسامان بچرخند . با چنين عملى خدا آزمايش سختى نمود تا در انسان شايستگى نزول رحمتش پيدا شده و نيل به بهشت جاويدان فراهم گردد . « 2 »
اما در بعد سياسى و فرهنگى بايد گفت : هشام بن حكم از امام صادق عليه السلام فلسفه حج را سؤال مىكند و امام عليه السلام در جواب به فلسفهء اجتماعى و سياسى و فرهنگى حج اشاره مىفرمايد :
فقلتُ له : - جُعلتُ فِداك - ما العلّةُ التّي من أَجلِها كلَّفَ اللّهُ العبادَ الحجَّ و الطَّوافَ بالبيتِ ؟
فقالَ : إِنّ اللهَ خَلَق الخلقَ . . . و أَمرَهم بما يَكونُ من أَمرِ الطاعةِ في الدّين ، و مَصلحتِهم مِن أمْرِ دنياهم ، فَجَعَل فيه الاجْتماعَ مِن الشَرقِ و الغَربِ لِيتعارَفوا ، و لِينزَع كلّ قومٍ منَ التجاراتِ من بلدٍ إلى بلدٍّ و لينفَعَ بذلكَ المَكاري و الجمّالُ ؛ لتُعرّفَ آثار رسولِ الله صلى الله عليه و آله و تعرّفَ اخبارَه و يذكر و لاينسى ، و لو كان كلُّ قومٍ إنّما يَتّكلون على بلادِهم و ما فيها هَلكوا و خَربتِ البلادُ ، و سَقطت الأَرباح ، و عَميتِ الأَخبار ، و لم تَقفوا على ذلكَ ، و ذلكَ علّة الحجّ . . . ؛ « 3 »
هشام مىگويد : از امام پرسيدم : چرا خداى متعال مردم را به حج و طواف خانه خود فرمان داد ؟
فرمود : براى آنكه مسلمانان از شرق و غرب سرزمين اسلامى گرد هم آيند و بايكديگر طرح آشنايى بريزند و از اوضاع واحوال همديگر مطلع شده و يكديگر را يارى نمايند و با هم روابط اقتصادى و تجارى برقرار سازند و از محصولات همديگر آگاه باشند و ضمناً دارندگان وسايل نقليه سود ببرند . اگر بنا باشد كه اهل هر كشور در داد و ستد فقط به محدوده
هامش
( 1 ) . تهليل : لااله الا اللّه گفتن .
( 2 ) . نهج البلاغه ، صبحى صالح ، ص 292 .
( 3 ) . وسائل الشيعه ، ج 5 ، ص 9 .