است كه در امكنه و مشاعر خاص انجام مىگيرد . اين عبادت از بزرگترين عبادتهاى دين مقدس اسلام و داراى چند بعد است : بعد فردى ، بُعد اجتماعى - سياسى و بعد فرهنگى تا در هر سال مسلمانان از نقاط مختلف جهان در محل نزول وحى گردهم آمده و كنگرهء بزرگى را تشكيل داده تا از مصالح مسلمانان پاسدارى نمايند .
يادگار نبوت در اين فراز به اين آيهء شريفه اشاره مىفرمايد :
« وَأَذِّنْ فِى النّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَعلى كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ * لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ » ؛ « 1 »
اى پيامبر ! اعلان عمومى حج را صادر كن تا مردم ، چه پياده و يا سواره ، از مسافتهاى بسيار دور در آنجا گرد هم آيند و مستقيماً بر مصالح و منافع خود نظارت نمايند .
از بُعد فردى ، حج موجب اصلاح يعنى سبب رفع تكبر و خودبينى و پى بردن آدمى به كوچكى و ناچيزى خود و پيدايش حالت تسليم در برابر فرمانهاى الهى است . على عليه السلام در خطبهء قاصعه بر اين حقيقت تأكيد مىفرمايد :
ألاتَرونَ أَنَّ اللّهُ سُبحانَه اختَبر الأوّلينَ مِن لَدُن آدَم - صلوات اللّه عليه - إلى الآخِرين من هذا العَالم بأحجارٍ لا تَضُرّ و لا تَنفعُ ، و لا تُبصِرُ و لا تَسمعُ ، فَجَعَلَها بيتَه الحرامَ الذي جَعَله للناسِ قِياماً ثمَّ وَضَعَه بِأَوعَرِ بقاعِ الأرضِ . . . ؛
آيا نمىنگريد كه ذات اقدس الهى از زمان آدم ، پيشينيان را تا آيندگان با سنگهايى كه نه ضرر مىتواند بزند و نه نفعى را عايد مىسازد و نه مىبيند و نه مىشنود امتحان كرد ؟ و آنجا را مركز قيام مردم قرار داد سپس آن را در سنگلاخترين و بىحاصلترين نقطهء زمين و در تنگناى كوههاى سخت و شن زار كه حركت در آن به دشوارى انجام مىگيرد و در منطقهء چشمههاى سست جوش و آبادىهاى بىآب و علف كه چهارپايان در آن قادر به زندگى نيستند قرار داد .
آنگاه آدم عليه السلام و فرزندان وى را فرمان داد كه آهنگ آنجا كنند و در اثر اين مسافرتها به مركز اقتصادى و تجارى تبديل شد و هدف و مقصد مسافرتها گرديد كه از صحراهاى
هامش
( 1 ) . حج ( 22 ) آيات 27 و 28 .