درجه اوّل با اصلاح فكر و ديد انسان كه بهرهگيرى از مال ، از طريق « استخلاف و جانشينى » است و هر كس به نوبت در مال ، جانشين ديگرى است ، مانع طغيان انسان و هدف واقع شدنِ ثروت شده و اين علاقه و كشش به مال در محدودهء خواست الهى يعنى كمال اعتدال و ميزان قسط ، قرار مىگيرد .
« قُلْ إِنْ كانَ آباؤُ كُمْ وَأَبْناؤُ كُمْ وَإِخْوانُكُمْ وَأَزْواجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَتِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَمَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهادٍ فِى سَبِيلِهِ . . . » ؛ « 1 »
اى پيامبر بگو ! اگر پدران و فرزندان شما و برادرانتان و همسرانتان و نزديكانتان و خويشاوندانتان و مالهايى كه اندوختهايد و تجارتى كه از كساد آن بيم داريد و منازل مسكونىِ مطابقِ سليقهتان ، از خدا و رسولش و جهاد كردن در راه او ، محبوبتر است « 2 » پس منتظر باشيد عذاب خدا در رسد .
خداوند متعال در اين آيهء شريفه علاقه و پيوند انسان بامال را در محدودهاى قرار مىدهد كه با در نظر گرفتن آن ، اجراى قوانين مالى در كمال اعتدال و قسط در جامعه موجب تكامل خواهد شد .
از طرفى ثروتاندوزى از راههاى نامشروع ، مانند ربا در معامله و قرض ، احتكار ، كمفروشى و معاملات خيانت آلود را حرام اكيد اعلام مىكند و از طرف ديگر ، بر انفاق
هامش
( 1 ) . توبه ( 9 ) آيهء 24 .
( 2 ) . محبت خدا در پيروى از فرمانهاى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمهء اطهار - صلوات الله عليهم - خلاصه مىشود . به دليلفرمودهء خدا در قرآن : « قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِى يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ » ؛ ( آل عمران ( 3 ) آيهء 31 ) اى پيامبر بگو ! اگر دوست دار خدا هستيد از من ( پيامبر ) پيروى كنيد تا خدا شما را دوست بدارد . و نزد اهل فن مسلم است كه اين آيهء شريفه بر آيات ديگرى كه در آنها بر محبت خدا تأكيد شده و يا از خدا تمجيد شده حاكم است . روى همين جهت زمخشرى در كشاف ، ج 1 ، ص 301 به خوبى به اين نكته توجه كرده است . او مىگويد : هنگامى كه ديدى كسى ادعاى محبت خدا مىكند و به هنگام ذكر كف مىزند و پايكوبى و طرب مىكند و نعره مىكشد و غش مىكند هرگز شكى به خود راه مده كه او نمىداند خدا چيست و اندك خبرى از محبت خدا ندارد . همهء اين نعرهها و كف زدنها و پايكوبىها و غش كردنها به خاطر صورت زيبايى است كه در خيال خود مجسم نموده و آن را از روى جهالت و بىعارى ، خدا مىنامد و اگر از زير دامنش جويا شوى مىبينى لباسش پر از مِنى است كه به هنگام تصوير آن صورت كه پيش خود مجسم نموده چنين حالتى به وى دست مىدهد و عوام احمق از روى سادگى اطراف آنها را گرفته و اشك مىريزند .