الأَتْقى * الَّذِى يُؤْتى مالَهُ يَتَزَكّى » ؛ « 1 » از آتش كنار خواهد بود كسى كه مالش را در راه خدا مىدهد و با اين عمل طهارت نفس را حاصل مىكند .
چرا زكات نفس را تزكيه مىكند ؟
واضح است در راستاى مبارزهء اسلام با وابستگى بيش از حد به مال « 2 » خودِ انفاق فى سبيل الله تمرينى است براى تعديل غريزه محبت مال كه مبادا مال ، هدف واقع شود و ساير غرايز و عواطف عالى را تحت الشعاع قرار دهد و موجب زيان دنيا و آخرت گردد .
اما اين كه زكات سبب نمو و رشد روزى انسان است ، علاوه بر تجربهء اين كه دادن زكات موجب بركت و مصون بودن از آفات مىباشد ، از عموم آيهء زير هم استفاده مىشود كه زكات از مصاديق تقوا و موجب بركت و مزيد نعمت خواهد بود : « وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ القُرى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالأَرضِ » ؛ « 3 » اگر امتها ايمان آورده و تقوا پيشه سازند بركات زمين و آسمان را بر آنان باز مىگشاييم .
چنان كه اشاره شد در قرآن كريم و اين خطبه زكات همرديف نماز قرار داده شده است ؛ چون از جمله آثار ياد خدا و فروتنى در برابر خداى متعال ، آن است كه انسان باور كند سرتاسر هستى ملك او و همهء خير فقط در قبضهء اوست ( بيدك الخير ) .
همه مردم با آنچه كه دارند بندهء او و از آنِ او هستند و ذات احديت سلطان مُلك وجود و زمين ، سفرهء عام و گستردهء اوست . آنچه بشر به دست مىآورد در اثر نيرويى است كه از ناحيهء او ارزانى شده است . با اين شرايط نمازگزار احساس مىكند سرتاسر وجودش در حيطهء قدرت او مىباشد و او نيز يكى از بندگان بىشمار خداست و آنچه در دست دارد از مال و غير آن از خالق توانا به او رسيده و او خود را مانند يك وكيل كه اجازهء تصرف در مال مالك حقيقى را دارد مىداند . از آيهء شريفهء « وَأَنْفِقُوا مِمّا جَعَلَكُمْ
هامش
( 1 ) . ليل ( 92 ) آيهء 8 .
( 2 ) . اما تعلق و محبت معتدل به مال - چنان كه در اين بحث خواهد آمد - هيچ اشكالى ندارد ؛ بلكه پسنديده است . چنانكهمىبينيم معصوم عليه السلام در كافى مىفرمايد : لا خير فى من لايحبّ جمع المال من حلال يكّف به وجهه و يقضي به دينه و يصل به رحمه .
( 3 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 96 .