گردنكشى و فقدان روح تسليم در برابر مكتب انبياست . بهترين عامل عملى كه در انسان زمينهء خضوع و فروتنى را فراهم مىكند ، نماز است و به اين فلسفه بهطور كامل در فرمايش حضرت رضا عليه السلام تصريح شده است :
إِنّ علّةَ الصلاةِ أَنّها إقرارٌ بالرّبوبيةِ لِلّهِ عزّوجلّ ، و خَلْعُ الأندادِ ، و قيامٌ بين يديِ الجَبّارِ - جَلَّ جلالُه - بالذّلِ ، و المَسكَنةِ ، و الخضوعِ ، و الاعترافِ ، و الطّلبِ ، و الإقالة من سالفِ الذّنوبِ ، و وضْعُ الوجهِ على الأرضِ كلَّ يومٍ إعظاماً لِلّه - عَزّوجَلّ - و أن يكونَ ذاكراً للّه غيرَ ناسٍ و لا بَطرٍ ، و يَكونَ خاشِعاً مُتذلَّلًا راغباً طالباً للزَّيادةِ في الدينِ و الدنيا مع ما فيه مِن الإيجابِ و المُداومةِ على ذكرِ اللّهِ - عزّ و جلّ - بالليلِ و النهارِ لئلَّايَنسَى العبدُ سيّدَه و مدبَّرَه و خالِقَه فَيبطُرَ و يَطغى ، و يكونَ في ذكره لِربّه و قيامِةِ من يديهِ زَجراً له عن المَعاصي و مانِعاً عَنِ الفَسادِ ؛ « 1 »
به راستى علت و فلسفهء نماز ، اعتراف به پروردگارى خداى بزرگ و توانا و نفى هرگونه همتا و با ذلت و بيچارگى و فروتنى ايستادن در پيشگاه او و اقرار به گناه و آمرزش از گناهان گذشته است . همچنين نهادن صورت بر خاك در هر روز براى بزرگ داشت خداى بزرگ و همواره به ياد وى بودن است بدون اين كه بنده او را فراموش نموده و ناسپاسى كند و فروتنى بيشترى نمايد و براى اين است كه در رغبت وى درطلب دين و دنيا بيفزايد .
علاوه بر اينها ، نماز در صبح و شام مداوت بر ذكر خداست كه انسان مولا و آفريدگار و مدبّر خود را فراموش نكند تا دچار ناسپاسى و طغيان نشود ، و در هر حال از معصيت و فساد بپرهيزد .
امام عليه السلام يكى از حكمتهاى نماز را « خلع الانداد » ( نفى شريك قرار دادن ) مىداند .
واضح است مراد امام بت پرستى نيست كه در جزيرة العرب معمول بود ؛ زيرا بتپرستى به نحوى كه در جاهليت مرسوم بوده برچيده شده بود . چنان كه مولى عليه السلام در خطبهء قاصعه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . شيخ صدوق اين روايت را در علل الشرايع و من لا يحضره الفقيه به اسناد خود از محمد بن سنان از حضرت رضا عليه السلام در جواب سؤال كتبى محمد بن سنان از امام رضا عليه السلام نقل فرموده است .