عبادت خدا ، و تمرد از آن ، سركشى خواهد بود ، مانند سجدهء ملائكه به حضرت آدم عليه السلام كه چون به امر خدا بود اگر چه در ظاهر ، سجده در مقابل مخلوق است ولى عين تذلل و اطاعت است . از اين بيان معلوم مىشود هيچ لزومى ندارد كه عمل ملائكه را توجيه نمود .
چنان كه بعضى از مفسرين توجيه كردهاند .
از اين قاعده ، قرآنى استفاده مىشود كه توسل به ائمهء اطهار و واسطه قرار دادن آنها و تعظيم آنها به جز سجده كردن ، هيچ اشكالى ندارد ؛ چون دليل بر آنها هست و بعضى از نوكران استعمار مانند وهابىها كه اين اعمال را شرك مىدانند درست نيست .
نيز بعضى از طرف داران صوفيه در تصحيح عمل شيطان مىگويند : او از بزرگان اولياست ؛ چه اين كه او اين همه نقمت را خريد و در پيشگاه خدا به غير او حتى اگر به امر او باشد سجده نكرد . اين ادعا خارج از ميزان قرآن و از نفثات خود شيطان است ؛ زيرا در صورت وجود دليل و سلطان بالاترين تعبد ، خضوع در مقابل آن است .
نماز وسيله پاكى از كبر
متن : و الصلاة تَنزيهاً لكُم عَن الكبر ؛ نماز را وسيلهء پاك شدن از كبر قرار داد .
شرح : يادگار نبوت در اين فراز هدف از نماز را نزاهت و پاكى از كبر معرفى مىنمايد .
مولاى متقيان عليه السلام در خطبهء قاصعه نه فقط غرض از نماز بلكه غرض از تمام عبادات بدنى و مالى را رهايى از كبر معرفى مىنمايد :
و عن ذلك ما حَرَسَ الله لعبادِهِ المُؤمنينَ بالصَّلاة و الزَكاةِ ؛ و مجاهدةِ الصيام في الأَيّامِ المَفروضات ؛ تَسكيناً لأِطرافِهِم ؛ و تَخشيعاً لأِبصارِهم ؛ و تَذليلًا لنفوسِهِم ، و تَحفيضاً لِقلوبِهم و إِذهاباً لِلخيلاء عنهم و لنا في ذلكَ مِن تَعفيرِ عِتاقِ الوجوهِ بِالترابِ تَواضعاً و التصاقِ كرائِمِ الجَوارح بِالأَرضِ تَصافُراً ، و لُحوق البطونِ بالمتونِ من الصيامِ تَذّللًا ، مع ما في الزكاةِ مِن صَرْفِ ثَمراتِ الأرضِ و غير ذلك إلى أهلِ المَسكنةِ و الفقرِ ؛ « 1 »
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، صبحى صالح ، ص 294 .