اطلاق شرك به يهود و نصارى در قرآن
هر قانونى در مقابل خدا ، شرك است . ازاينرو خدا در قرآن جامعهء مسيحى و يهودى را مشرك معرفى مىنمايد ؛ چون بزرگان دين آنان در برابر كتاب آسمانى ، قانونگذارى مىكردند :
« إِتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَرُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَما أُمِرُوا إِلّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلّا هُوَ سُبْحانَهُ عَمّا يُشْرِكُونَ » ؛ « 1 »
يهوديان و مسيحيان به جاى خداى واحد بزرگان دين خود و مسيح را ارباب دانستند .
در حالى كه حق پرستشِ غير خداى يكتا را نداشتند . خدا منزه است از آنچه شريك قرار مىدهند .
در روايات از طريق عامه و خاصه وارد شده است كه مراد از عبادت بزرگانِ دينىِ خود ، اين نيست كه آنان راواقعاً خدا قرار داده و مىپرستيدند ؛ بلكه مراد آن است كه آنها براى مردم قانونگذارى كرده و جامعهء يهود و مسيح به آن قوانين عمل مىكردند . پس ايمان و اذعان به خداى دانا و توانا شرك در قانونگذارى را از ميان بر مىدارد به اين معنا كه اعتقاد به ذات كامل حق حاكميت را به غير از او و فرستادگانش نداده و چنين شركى به قلب او وارد نمىشود . نيز حق حكومت را از آنِ كسانى مىداند كه او تعيين كرده و خليفه قرار داده است . پس ضرورت دارد افرادى كه خودِ ذات احديت بىواسطه يا با واسطه تعيين مىكند خليفه و فرمان روا باشند . در اين صورت انسان از شرك در حكومت رهايى مىيابد . بدين سان ايمان موجب تطهير دلها از شرك مىشود . همانطور كه حضرت در اين خطبه مىفرمايد : ايمان ، شرك زداست چه براى اين امت و يا امتهاى ديگر . پس بر مبناى چه نكتهاى مىفرمايد :
و الايمان تطهيراً لكم ؛
ايمان مايهء طهارت شماست ؟ علت اختصاص چيست ؟ نكتهاى كه به نظر مىآيد اين است كه خداى متعال اين امت را بهترين امت معرفى مىنمايد : « كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنّاسِ تَأْمُرُونَ بِالمَعْرُوفِ
هامش
( 1 ) . توبه ( 9 ) آيهء 31 .