2 . احوال و صفات ؛
3 . اعمال .
معارف عبارت است از شناخت ذات و صفات و افعال ذات احديت و كتابهاى آسمانى و پيامبران و معاد .
احوال يعنى بريدن از تمايلات مادى از قبيل شهوت ، غضب ، كبر ، عُجب ، حُب جاه و شهرت .
اعمال ، عبارت است از به جا آوردن نماز ، پرداخت زكات ، به جاآوردن حج ، روزه ، جهاد و بهطور كلى انجام فرمانهاى الهى و خوددارى از آنچه كه نهى شده است .
ظاهربينان چنين مىپندارند كه علوم و معارف و شناخت ، مقدمهء بريدن از تمايلات مادى و آنهم مقدمه به جا آوردن احكام الهى است .
ولى مطلب درست به عكس است ؛ به اين معنا كه عمل ، موجب انقطاع از تمايلات مادى و آنهم موجب پيدايش و گسترش شناخت ذات اقدس الهى در انسان است ؛ زيرا شناخت خدا حالتى است كه آميخته به عدم نيست و از عوارض مادى به دور است ؛ چه اين كه موجود مادى از سر تا پا ، استعداد و هر نقطهاى از آن فقدان كمال ديگرى است .
بنابراين هر موجودى كه از هستى ، بيشتر از مجردات برخوردار باشد ، شرافت بيشترى خواهد داشت ، مانند ملائكه و ارواح مطهره كه از عوارض مادى و فقدان كمال به دورند ؛ تا چه رسد به ذات اقدس الهى . اين وجودات به ترتيب به هر مقدارى كه از نواقص ماده به دورند ، به همان مقدار واجد تماميت و شرافت بيشترى هستند . از طرفى وجود كامل و اكمل مقدمهء تحصيل وجود ناقص نمىشود ، مثلًا اعمال انسان كه از سنخ حركات و انفعالات است و عايدى جز زحمت و مشقت ندارد و نيز احوال كه از سنخ اعمال مىباشد و مملو از استعداد ، و فاقد فعليت است ، چگونه مىتواند ، هدفِ شناخت خدا و ملائكه و غيب كه هرگز زوالى در آنها نيست باشد ؟
از اين بيان چنين نتيجه مىگيريم كه عمل ، مقدمهء پيدايش احوال و صفات قلبى و آن نيز براى اصلاح قلب است . هدف از اصلاح قلب ، شناخت خداست كه بالاترين معارف و
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 339
مساهمون: عز الدين حسينى زنجانى
ص٣٣٩