حقيقت ايمان
شرح عبارت :
« فا »
در
« فَجَعَلَ »
براى تفريع نيست ؛ زيرا با تشريح عظمت قرآن چنين نتيجه گرفته نمىشود كه آن جهات عظمت ، علت براى تطهير ايمان از شرك است ؛ بلكه براى عطفِ مفصل بر مبهم است . به اين معنا كه عظمت قرآن در زمينهء ايمانى است كه شرك زداست و نماز و زكات و . . . متبلور است . مانند آيهء شريفهء « فَأَزَلَّهُما الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمّا كانا فِيهِ » ؛ « 1 » شيطان آنان را به لغزش كشاند و آنان را از جايى كه بودند خارج ساخت . در اين آيه
« فَاخرَجَهُما »
عطف به
« فَازَلّهَما »
شده و از باب عطفِ مفصل بر مبهم است ؛ يعنى به لغزش كشاندن آنان بدان سان بود كه آنان را از بهشت خارج ساخت .
يا در آيهء شريفه ، « وَنادى نُوحٌ رَبَّهُ فَقالَ ربِّ إِنَّ ابْنِى مِنْ أَهْلِى » ؛ « 2 » نوح پروردگارش را خواند ؛ پس گفت : پروردگارا ! پسرم از اهل من است . در اين آيه گويى چنين سؤال مىشود :
نوح چگونه پروردگارش را خواند ؟ جملهء بعد توضيح مىهد : گفت : پروردگارا ! . . . .
در اين جملهء كوتاه ، بايد بر محور دو موضوع بحث كرد : ابتدا حقيقت ايمان ، سپس چگونگى تطهير ايمان از شرك .
گفتار ملاصدرا در معناى ايمان
صدرالمتألهين قدس سره در تشريح معناى ايمان كه از غزالى اخذ نموده درتفسير خود پس از اينكه مانند مشهور ، ايمان راتصديق قلبى مىداند و پس از نقل اقوال علماى اسلام ، تحقيقى دارد كه خلاصهء آن چنين است :
ايمان و ساير مقامات دين به ترتيب در سه امر تنظيم مىشود :
1 . علوم و معارف ؛
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 36 .
( 2 ) . هود ( 11 ) آيهء 6 .