« گذشته » هست ولى جهت تأكيد بيشتر توصيف به « دابر » به معناى گذشته شده است . در دو جملهء فوق نيز توصيف « بيّنات » به « جالية » ، و « براهين » به « كافية » براى تأكيد بيشتر است ؛ زيرا « بيّنة » خود ، دليل روشن است و جلا در مفهوم آن نهفته است . و در جملهء « براهينُهُ الكافيةُ » ، اشاره است به اين كه در قرآن كريم ، براى هر كس به اندازهء فهم و فراخور استعدادش دليل وجود دارد كه به نمونههايى از آن اشاره شد .
فَضائُلُهُ المَندوبة ؛ در قرآن مىتوان به فضيلتهايى كه واجب نيست ولى بر آن تأكيد شده است ، رسيد .
فضل ، در مقابل نقص يعنى فزونى است . در دعاى صحيفهء سجاديه است : اذْ كلُّ نِعَمِكَ ابتداءٌ ، وَ كلٌ إِحسانِكَ تَفضّلٌ ؛ بارالها ! همهء نعمتهاى تو ابتدايى ، و نه براى مكافات عملى است كه انجام شده ، و همهء احسان تو تفضل و افزون بر استحقاق است .
در قرآن كريم به اعمالى دعوت شده كه در حد وجوب نيستند ولى سخت بر آنها تأكيد شده ، مثلًا نماز شب :
« تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ المَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَطَمَعاً وَمِمّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ * فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِىَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ » ؛ « 1 »
مؤمنان متقى ، بستر خواب را ترك گفته و پروردگارشان را بابيم و اميد مىخوانند و از آنچه روزى كرديم به مستحقان انفاق مىكنند . هيچ كس نمىداند خداى متعال به پاس عمل نيكى كه انجام مىدهند چه چشم روشنىاى براى آنان ذخيره فرموده است .
يا در تأكيد بر استفغارِ سحرگاهان مىفرمايد : « وَالمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَ سْحارِ » « 2 » يا « وَبِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ » ؛ « 3 » از صفات مؤمنان آن است كه در سحرگاهان از گناهان خود طلب آمرزش مىكنند .
و رُخَصُهُ المَوهُوبَةُ ؛ به وسيلهء قرآن مىتوان به رخصتهايى كه بخشيده شده دست
هامش
( 1 ) . سجده ( 32 ) آيات 16 و 17 .
( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 16 .
( 3 ) . ذاريات ( 51 ) آيهء 18 .