پاك است خدايى كه تمام جفتها را ، از آنچه از زمين مىرويد و از خودتان و از چيزهايى كه هنوز نمىدانيد ، خلق فرمود .
بديهى است كه انسان بايد در مقابل چنين قدرت قاهرى تسليم شود . و تسليم در برابر خدا ، تسليم در مقابل فرستادگان الهى است . اين حقيقت را خداى متعال پس از آيهء « ما تَرى فِى خَلْقِ الرَّحْمنِ . . . » چنين تصوير مىكند :
« كُلَّما أُلْقِىَ فِيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ * قالُوا بَلى قَدْ جاءَنا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنا وَقُلْنا ما نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَىءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلّا فِى ضَلالٍ كَبِيرٍ * وَقالُوا لَوْ كُنّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنّا فِى أَصْحابِ السَّعِيرِ » ؛ « 1 »
هرگاه دستهاى از مستكبران و گردن كشان به جهنم انداخته مىشودند ، نگهبانان جهنم مىپرسند : مگر بيم دهندهاى به ميان شما نيامد ؟ مىگويند : چرا ، بيم دهندهاى آمد ولى ما تكذيب كرده و گفتيم : خدا وحى و كتابى نفرستاده و شما در گم راهى بزرگ هستيد .
باز گفتند : اگر ما گوش شنوا و عقل سليم داشتيم هم اكنون از اصحاب آتش نبوديم . بدين سان به گناه خود اعتراف مىكنند . اصحاب جهنم ! چه دورند از رحمت خدا .
اين نمونهاى از محكمترين و رساترين دلايل قرآن است كه صديقهء طاهره عليها السلام به آن اشاره مىفرمايد :
معناى عزيمت در قرآن
و عزائِمُهُ المفسّرةُ
. عطف به جمله
حُجَجُ اللهِ المنوّرةُ
است . معناى عبارت اين است كه به وسيلهء قرآن مىتوان به تفسير احكام حتمى دست يافت . حال چگونه به وسيلهء قرآن به تفسير آيات مشتمل بر عزائم مىرسيم ، سؤالى است كه پاسخ آن با دقت در جملهء فوق روشن مىشود .
عزيمتهاى قرآن به واجبات تفسير شده است . همان طورى كه در بخش لغات
هامش
( 1 ) . ملك ( 67 ) آيات 8 - 11 .