ندارد . هيچگونه تناقضى نگفته ؛ چه اين كه عبارت قبلى نص در عادل و فاسق نيست تا احتمال خلاف نرود .
حجيّت ظواهر قرآن
به بعضى از محدثين نسبت داده شده كه آنان ظواهر قرآن را حجت نمىدانند و مىگويند : قرآن بهطور كلى مجمل ، و مانند حروف مقطعه نظير « المص » است كه بايد از طريق اهل بيت عليهم السلام تفسير شود . در اين باب استدلالاتى دارند كه خوانندگان را به كتب مربوط از قبيل رسائل شيخ انصارى قدس سره ارجاع مىدهيم . ولى آنچه مناسب اين شرح است به اختصار بيان مىشود :
مراد از حجيت قرآن اين نيست كه آيات متشابه قرآن هم حجيت دارد ؛ زيرا متشابه در مقابل محكم است و ظواهر هم از اقسام محكمات است . بهطور كلى آيات متشابه از محل بحث خارج است ؛ مگر اين كه بيانى از طرف معصوم برسد . نيز مراد از حجيت ظواهر قرآن آن نيست كه بدون تفحص كامل پيرامون ناسخ و دليل مخصص و يا دليل مقيد بتوان به ظاهر قرآن عمل كرد ، مثلًا در آيهء « فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمّا تَرَكْتُمْ » ؛ براى همسرانتان يك هشتم است . ظاهر آيه شامل تمام ارثيهء شوهر - اعم از منقول و غير منقول و زمين مزروعى و يا غير مزروعى - مىباشد . ولى پس از بررسى در روايات مىبينيم كه ظاهرِ اين آيه كه عام است ، عمومش تخصيص خورده ؛ يعنى مراد ، يك هشتم در غير زمين است و زن از زمين ارث نمىبرد . پس مراد از حجيت ظواهر در مواردى است كه قرينهاى بر خلاف آن نباشد و گرنه آن ظاهر از حجيّت ساقط مىشود . چنان كه مىبينيم خود ائمه عليهم السلام به ظواهر ارجاع مىدهند ؛ زيرا فرمودهاند كه اخبار متعارض را با قرآن بسنجيد . اگر ظواهر قرآن حجت نبود چرا ائمه ، ظاهر قرآن را ملاكِ ارجاع قرار مىدهند .
زرارة از امام عليه السلام مىپرسد : از كجاى آيه معلوم مىگردد كه مسح ، به همهء سر نيست و به قسمتى از آن است ؟ امام عليه السلام در جواب مىفرمايد :
لِمَكانِ الباء ؛
به جهت وجود « با » در « برؤسِكم » در اين جا امام به زرارة آموزش مىدهد كه چگونه از ظواهر قرآن استفاده