نمايد . اگر ظاهر قرآن ملاك نبود ، امام عليه السلام طرز استفاده را به زراره ياد نمىداد .
در قرآن دو گونه ظهور است : يك قسم ظهور بدوى كه با اندك توجهى معلوم مىشود و قسم ديگر ظهور غير بدوى كه نياز به اندكى تأمل دارد ، مثلًا در سورهء كوثر لفظ « كوثر » به خير فراوان تفسير شده ، خداوند به پيامبرش منت مىگذارد كه او را مورد نعمت زياد قرار داده است . اين ظهور بدوى است .
ولى با دقت در آخر سوره « إِنَّ شانِئَك هُوَ الأَبْتَرُ » ؛ عيب جوىِ تو ، بىفرزند است ) . معلوم مىشود كه مراد از « كوثر » خير كثير نيست ؛ بلكه وجود مقدس صديقهء طاهره عليها السلام است ؛ زيرا به وسيلهء آن بزرگوار براى حضرت رسول ، ذريهء فراوانى پديد آمد .
پس به قرينهء « إِنَّ شانِئَك . . . » ، مراد از كوثر ، ذريهء زياد پيامبر - كه از ناحيهء صديقهء طاهره است - مىباشد .
فخر رازى كه همواره عناد مىورزد در تفسير اين آيه نتوانسته انكار كند كه اين آيه در شأن حضرت فاطمهء زهرا عليها السلام است . او مىگويد :
اين آيه از معجزات قرآن است ؛ زيرا خداوند متعال از زيادتى ذريه رسول اكرم صلى الله عليه و آله خبر مىدهد . اين پيش گويى محقق شده ؛ زيرا خلفاى بنىاميه و بنىعباس در برانداختن ذريهء طاهره از هيچ كارى فروگذار نكردند ؛ ولى شرق و غرب مملو از اين ذريه است . در ميان آنان از علماى بزرگ امثال محمد بن على باقر و جعفر بن محمد صادق وجود دارد . « 1 »
مُغتبطٌ به اشياعُهُ ؛
پيروان اين كتاب بايد مورد غبطه و آرزوى ملتهاى ديگر باشند و مقام شامخى در تمام ابعاد زندگى به دست آورند تا مايهء حسرت و رشك ديگران باشند .
متن : قائدٌ إلى الرّضوانِ اتّباعُه ، مُؤدٍّ إلى النَجاةِ استماعُهُ ، به تنالُ حُجَجُ اللهِ المنوّرةُ ، و عَزائِمُه المفسّرةُ .
شرح :
قائدٌ إلى الرّضوانِ اتّباعُه ؛
تبعيت از قرآن به بهشت رهنمون است . رضوان
هامش
( 1 ) . تفسير كبير ، جلد آخر .