به آنان مراجعه نمايند . اگر چنين هدفى در ميان نباشد ، همين قرآنى كه براى رفع اختلاف نازل شده ، خود سبب اختلاف خواهد بود .
روشنى دلايل قرآن
متن : بيّنةُ بَصائِرُه ، مُنكشفةٌ سَرائرُه ، مُتجلّيةٌ ظَواهُره ، مُغتبطٌ به أشياعُه . « 1 »
شرح : مراد از
بَيّنةٌ بَصائرُه
اين است كه دلايل قرآن بر توحيد و نبوت و قيامت روشن و واضح است ، مثلًا براى اين كه نشان دهد ارادهء خدا غالب است ، اين موضوع را در داستان حضرت يوسف عليه السلام مجسم مىكند : « وَاللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ وَلكِنَّ أَكْثَرَ النّاسِ لا يَعْلَمُونَ » . « 2 »
قرآن قبلًا با بيان حسد برادران ، مىفهماند كه هيچ كس مايل نيست كه مزيت و امتيازى در ديگرى نسبت به خود ببيند ، حتى برادر ؛ تا چه رسد به نزديكان ديگر . چرا كه ممكن است بقيهء افراد همان خانواده از تقدم و فضيلت يكى از افراد خاندان مسرور گردند ؛ ولى انگيزهء اين خوشحالى آن است كه از خاندان خودشان خارج نشود و گرنه اگر به برادرى گفته شود كه امتيازى را يا تو بايد ببرى يا برادرت و هر دو نمىشود ، مسلماً در اين صورت خود را ترجيح خواهد داد و اگر به برادر بدهند ناراحت مىشود .
بر همين اساس يعقوب عليه السلام به يوسف عليه السلام تأكيد مىكند كه خواب خود را از برادران مخفى كند . اما با وجود اين احتياط ، برادران كه محبتِ بيشترِ پدر را نسبت به يوسف عليه السلام درك كردند و تاب تحمل چنين امتيازى را نداشتند ؛ دست به توطئه زدند و او را در چاه انداخته و زنده به گور كردند .
يوسف از چاه درآمد و به عنوان برده فروخته شد و در منزل عزيز مصراقامت نمود .
از طرفى برادران مىپنداشتند كه عصبه يعنى گروه متشكل و نيرومند هستند ؛ وخيالشان از ناحيهء يوسف راحت بود . تا روزى رسيد كه همهء اين مردان نيرومند در برابر يوسف ،
هامش
( 1 ) . دراين جمله و جملههاى بعد خبر بر مبتدا مقدم شده است و تقدم افادهء حصر در مبتدا مىكند . به منزلهء اين است كه هيچ دليلى به اندازهء دلايل قرآن روشن و روشن گر نيست .
( 2 ) . يوسف ( 12 ) آيهء 21 .