خشنودى و پسنديدن است ؛ در مقابل ناخشنودى و خوش نداشتن كه سخط و غضب مىباشد . رضا و مقابل آن سخط در اين آيه وارد شده :
« وَمِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِى الصَّدَقاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا وَ إِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْها إِذا هُمْ يَسْخَطُونَ » ؛ « 1 »
بعضى از منافقين درخفا ، تو را در پخش صدقات مورد عيب جويى قرار مىدهند ؛ چه اين كه اگر از صدقات به آنان پرداخته مىشد ، خشنود و اگر داده نمىشد ، خشمگين مىشدند .
خشنودى پروردگار بزرگترين خشنودىها و اساس هر سعادت و نيك بختى است .
به اين جهت هرگاه قرآن در مقام وعدهء رضا و خشنودى الهى است با طرز خاصى آن را بيان مىكند ، تا معلوم شود رسيدن به خشنودى ذات احديت بالاتر از همه نعمتها و سعادتها است . ( به آيهء 15 آل عمران كه شرحش گذشت مراجعه شود ) .
مُؤدٍّ الى النجاةِ استماعُهُ ؛
گوش دادن به قرآن انسان را به نجات مىرساند . خود قرآن اين مطلب را چنين توصيف مىكند :
« وَنُنَزِّلُ مِنَ القُرآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلايَزِيدُ الظّالِمِينَ إِلّا خَساراً » ؛ « 2 » آنچه شفا و رحمت از قرآن بود بر مؤمنين فرستاديم ؛ ولى ستمگران جز خسارت ، از قرآن سودى نخواهند برد .
اگر شخص استعداد پذيرش قرآن را نداشته باشد و راههاى قلب مسدود باشد ، شنيدن قرآن سودى نخواهد بخشيد . پس استماع قرآن به شرطى نجات بخش است كه در اثر معاصى ، كدورتى در قلب نباشد و با چنين شرطى قرآن شفا و رحمت است .
بِه تُنالُ حُجَجُ اللهِ المُنَوَّرةُ ؛
به وسيله قرآن مىتوان به حجتهاى روشنگر الهى دست يافت . چنان روشنگرىاى كه ديگر عذرى باقى نگذارد ؛ خواه حجتهايى كه ذات اقدس الهى به پيامبر وحى فرموده و يا حجتهايى كه به پيامبران ديگر الهام فرموده ، مانند ابراهيم خليل عليه السلام كه نمونههايى از آن در بخش نبوت بيان شد .
هامش
( 1 ) . توبه ( 9 ) آيهء 58 .
( 2 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 82 .