« مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْريةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً » ؛ « 1 »
مثل آنانى كه تورات را حمل مىكردند سپس آن را به درستى حمل نكردند ، مانند دراز گوشى كه كتاب حمل مىكند .
چون آن كلمات الهى با جان و روحشان ممزوج نشد ، گرچه تماس ظاهرى با علم داشتند ولى چنين علمى كه در جان ننشيند ، مانند تماس دراز گوش با كتاب است . شاعر :
و لو لَبِسَ الحمارُ لباسَ خزّ * يَقولُ الناسُ : يا لك مِن حمار
اگر دراز گوشى لباس خز بپوشد باز مردم به او مىگويند : اى خر !
هنگامى كه در مورد شرح صدر از امام صادق عليه السلام سؤال شد ، فرمود :
و اعْلَموا أنَّ اللهَ اذا أرادَ بعبدٍ خيراً شَرَح اللهُ صدرَه لِلإسلامِ فَإذِا ، أعطاهُ ذلك نَطَقَ لسانُه بالحقِّ ، و عَقَدَ قلبُه عليه فَعملَ به ؛ « 2 »
وقتى كه خدا خيرى را بر بندهاى اراده كند سينهء او را براى اسلام باز مىكند . اگر خدا چنين موهبتى را به او ارزانى داشت ، آنگاه زبانش به حق گويا شده و قلبش با حق پيوند خورده و در نتيجه ، به حق عمل مىنمايد .
امام از فقدان شرح صدر به
« حَرَج »
تعبير مىفرمايد : و مىگويد : آيا حرج را كه در اين آيهء شريفه وارد شده مىدانى ؟ گفتم : نه . امام در حالى كه انگشتان دستش را بسته بود فرمود :
كالشيءِ المُصْمِت ؛
مانند چيز مُصْمِت .
مصمت يعنى چيزى كه پر است و نمىتواند با خارج ارتباط پيدا كند . اين بهترين تفسير « مصمت » است كه امام عليه السلام مىفرمايد :
كالشيءِ المُصمِتِ الّذي لايَدخُلُ فيه شيءٌ و لا يَخرُجُ منه شيءٌ ؛
مصمت چيزى است كه چيزى در آن داخل نمىشود و چيزى از آن خارج نمىشود .
پس در هر روحى منفذ و راهى براى ارتباط با عالم هم سنخِ خود ( غيب ) موجود است و علاوه بر وجودِ مَنفذ ، بايد مواد سالمى باشد كه خلأ آن منفذها و دريچهها را
هامش
( 1 ) . جمعه ( 62 ) آيهء 5
( 2 ) . نور الثقلين ، ذيل آيه .