كتاب خدا و عترت را « ثقيل » ناميد ؛ چه اين كه دست يافتن و عمل به آن دو ثقيل است و به هر امر مهمى « ثَقَل » گفته مىشود .
معناى نور
و النورُ الساطِعُ . . .
يكى از مسائل مهم ، فهم معناى نور است كه در قرآن و احاديث و ادعيه بسيار استعمال شده است . مفسرين گفتهاند كه مجازاً استعمال شده است . نور يعنى اعمال نيك ؛ در مقابل ظلمت كه مجازاً در مورد جهل استفاده شده است . يا مىبينيم از « ايمان » به « حيات » و از « موت » به « ضلالت » تعبير شده است .
ولى مىتوان با تأمل و تدبر در آيات فهميد كه حيات و نور يكى از حقايق واقعى است و مجازاً استعمال نشده است . در قرآن مىفرمايد :
« أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولئِكَ فِى ضَلالٍ مُبِينٍ * اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِىَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّهِ » ؛ « 1 »
چگونه شما كسى را كه خدا به او سعهء صدر داده و داراى نورى از پروردگارش مىباشد با آنان كه دچار تنگى سينه شده و ايمان در سينه شان نفوذ نمىكند ، همسان قرار مىدهيد ؟ واى بر سختدلان كه ذكر خدا را نمىپذيرند . آنان در گم راهى آشكار به سر مىبرند . خدا بهترين حديث را فرو فرستاد و آن كتاب متشابهى است كه از خواندن آن مو برتن آنانى كه از خدا مىترسند راست مىشود ؛ سپس پوست و قلبشان به ذكر خدا نرم شده و آرام مىگردد .
در آيهء ديگر مىفرمايد :
« فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلامِ وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَ نَّما يَصَّعَّدُ فِى السَّماءِ كَذ لِكَ يَجْعَلُ اللَّه الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ » ؛ « 2 »
هامش
( 1 ) زمر ( 39 ) آيهء 22 .
( 2 ) انعام ( 6 ) آيهء 125 .