كسى كه به راست و چپ انحراف ندارد و در صراط مستقيم است ، صلاحيت آن را دارد كه كج شدگانِ به راست و چپ را هدايت نمايد . و
بلغائه إلى الأمم
به اين معنا اشاره مىفرمايد .
قرآن ، بهترين وسيله
متن : زَعيمُ حقٍّ لَه فيكُم ، وَ عَهدٍ قَدَّمه إليكُم ، و بقيّة استخلَفَها عليكم ، كتابُ اللهِ الناطِقُ و النورُ الساطِعُ و الضياءُ اللّامع ؛ « 1 » سرپرست حقِ او در ميان شما و ميثاقى كه به شما ارزانى داشته و جانشينى كه در ميان شما قرار داد ، كتاب گويا و نور بلند و پرتو درخشان الهى است .
شرح : در اين قسمت ، وسيله را توصيف مىفرمايد كه انسان بعد از داشتن لياقت ، با رهنمودهاى آن ، به كمال شايسته نايل مىشود و چون به كمال رسيد ، بدون ارتباط با استفاده كننده ، اثر نخواهد داشت ؛ بايد جهت ارتباط با استفاده كننده ، محكم باشد و به اين معنا با
« فيكم »
( در دسترس شما ) و
« إليكم »
( به منظور شما ) و
« عليكم »
( با نظارت شما بر اوضاع ) تعبير شده است . جملهء
« بقيّة استخلَفها . . . »
اشاره به حديث متواتر نبوى است :
إنّي تاركٌ فيكمُ الثقلَين : كتابَ اللهِ و عترَتي ؛
من دو چيز گران بها و سنگين در ميان شما باقى گذاشتم : كتاب خدا و عترتم .
در نهايه چنين آمده :
إنِّي تاركُ فيكُمُ الثقلين : كتابَ الله و عترَتي . سَمَّاها « ثقلين » لأنّ الأخذَ بِهِما و العملَ بِهِما ثقيلٌ و يقالُ لِكلِّ خطيرٍ : ثَقَل ؛ « 2 »
هامش
( 1 ) . در اين بخش ابتدا به اجمال و سپس به تفصيل سخن مىگويد . اين تفضيلِ بعد از ابهام بسيار دلنشين است ، مانند آن است كه در مخاطب ، اين سؤال را ايجاد مىكند كه اين رهبر حق كيست و ميثاق او چيست ؟ بعد جواب مىشنود : آن ، كتاب الهى است . اين شيوه ، برگرفته از قرآن است كه در آيهء 5 سورهء كهف مىفرمايد : « كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْواهِهِمْ » . « كلمه » به صورت فاعل فعل نيامده بلكه به صورت تمييز و منصوب آمده است . سرّش آن است كه تمييز ، مفسر ضمير مبهم در « كبرت » مىباشد ، مانند : نعم رجلًا زيدٌ . تقدير چنين بوده : كبرت الكلمةً ، كه به مثابه ايجاد سؤال در مخاطب است كه آن كلمهء بزرگ چيست و از چه جهت است ؟ بعد جواب مىشنود : آن ، كلمهاى است كه از دهان آنها خارج مىشود .
( 2 ) . النهايه في غريب الحديث و الأثر ، ج 1 ، ص 216 .