در جمع مانند روايت :
نحنُ العلماءُ و شيعتُنا المتعلّمون .
از مجموع استعمال اين لفظ در موارد مختلف به دست مىآيد كه شيعه به فرقهاى گفته مىشود كه در محور عقيده واعتقادى گرد هم آيند و در تقويت آن به همديگر كمك كنند .
جمع آن « شِيَع » و « أشياع » است ، شايد در قاموس به اين معنا اشاره مىكند :
الشيعة الفرقة على حِدَّة .
خلاصه : تفرقه گاهى فقط پراكنده نمودن است ، مثلًا عدهاى جمع مىشوند چون بر خلاف مصلحت است ؛ با قوهء قهرى ، آنها را پراكنده مىكنند .
ولى معناى عميقترى كه از قرآن استفاده مىشود تشكيل گروهى با هدف معينى است كه دنيا داران و سياست مداران در هر عصرى با ايجاد چنين زمينههايى حكومت خود را با زور ، در اجتماعات بشرى تداوم مىبخشند . طبيعى است گروهها به مرور در اجتماع ، طرف دارانى پيدا نموده و ريشهء اختلاف عميقتر مىشود . ازاينرو قرآن درباره فرعون مىفرمايد : « وَجَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً » .
اما تفرقه بدون توسل به زور بسيار سطحى و ناپايدار خواهد بود . چنانچه معناى قهر از اين آيه استفاده مىشود :
« قُلْ هُوَ القادِرُ عَلى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَيُذِيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ » ؛ « 1 » اى پيامبر بگو ! خدا قادر و تواناست كه بر شما عذابى از بالاى سر و يا از زير گامهايتان بفرستد و يا شما را گروه گروه كرده و ترس و خطر بعضى از خودتان را به بعضى ديگر بچشاند .
در آيهء ديگر خداى متعال تهديد مىفرمايد : « مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكانُوا شِيَعاً » ؛ دين واحدى كه غير قابل تجزيه است ، تجزيه نموده و هر قسمتى را كه مطابق ميل و هوايشان بود ، برگزيدند و بقيه را رها كردند .
اشياع مانند « شيع » جمع « شيعه » است . گاهى چند گروه با اين كه اختلافاتى دارند ،
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 65 .