مَشْهُوداً » ؛ « 1 » قرآن اسم كتاب خداوند است كه معجزهء پايدار رسول اكرم صلى الله عليه و آله مىباشد .
صادق : راست گو ، در مقابل كاذب .
ضياء : « ضوء » بضم و فتح ، هر دو به معناى روشنايى است . « اضائه » ، روشن كردن و روشن شدن ، لازم و متعدى است . فرق ميان « ضوء » و « نور » آن است كه « ضوء » روشنايىاى است كه از خودِ جرم نورانى مىتابد . اما « نور » اعم است و به روشنايىاى كه از ديگرى گرفته شده باشد نيز گفته مىشود . چنان چه از آيهء شريفه استفاده مىشود :
« الَّذِى جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَالقَمَرَ نُوراً » ؛ « 2 » آن خدايى كه براى خورشيد ضوء و براى ماه نور قرار داد . يادگار نبوت عليها السلام در اين عبارت با اشاره به اين كه روشنگرى قرآن ، خود جوش است ، به روشنى قرآن فرمود : ضياء ؛ چون در قرآن « ضياء » آمده ولى كلمه « ضوء » نيامده است .
لامع : اسم فاعل از « لَمَعان » ، روشن شدن و درخشيدن .
الضياء اللامع ؛
روشنايى با درخشش . درخشندگى فوق العاده زياد را لَمَعان گويند . به مردمان تيز هوش و روشن ألمعي مىگويند .
بيّنة : از «
بان الشيء يبيّن بياناً ؛
روشن شد . » مىگويند : «
هُوَ بيّن و هي بيّنة ؛
او روشن است . » بيّنه به معانى متعددى استعمال شده يعنى آنچه كه امر مبهمى را روشن مىسازد ؛ خواه آن امر روشن محسوس باشد ، مانند معجزه و يا عقلى باشد ، مانند برهان عقلى كه هر دو بيّنه است . بينه به معناى لازم نيز به كار رفته ؛ يعنى روشن « أَوَلَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ ما فِى الصُّحُفِ الأُولى » ؛ « 3 » آيا آنچه كه در كتابهاى انبياى گذشته بود روشن كننده براى آنان نيامده است ؟ در آيهء شريفهء « إِلّا أَنْ يَأْتِينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيَّنَةٍ » « 4 » هم به معناى لازم و هم به معناى متعدى استعمال شده كه معناى آن چنين مىشود . گناه بزرگ و آشكار شده و يا گناهى كه روشنگر كار آنها باشد .
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 78 .
( 2 ) . يونس ( 10 ) آيهء 5 .
( 3 ) . طه ( 20 ) آيهء 133 .
( 4 ) . طلاق ( 65 ) آيهء 1 .