بصائره : در قرآن مكرر آمده است : « قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ » ؛ « 1 » جمع « بصيرة » و نيز بصيرت در آيهء شريفه آمده : « قُلْ هذِهِ سَبِيلِى أَدْعُوا إِلىَ اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِى » ؛ « 2 » بگو : اين راه من است كه خود و پيروانم را با بصيرت و آگاهى به طرف خدا دعوت مىكنيم . پس بصيرت به معناى بيان و حجّتِ واضح است .
بينة بصائره ؛
دليلهاى قرآن روشن و يا روشنگر است .
منكشفة : ظاهر و آشكار .
سرائر : جمع « سَريره » ، راز ، آنچه پنهان كنند .
منكشفة سرائره : رازهاى قرآن ظاهر و آشكار است . مراد ، آشكار بودن نزد اهلش مىباشد . و گرنه سرّ و راز نمىشد و آشكار و علنى مىگشت .
بُرهان : مكرراً در قرآن به معناى حجت و دليل روشن و استوار همراه با يك نحو نور و تجسم است . چنان چه مىفرمايد : « يا أَيُّها النّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ » ؛ « 3 » اى مردم ! به راستى از ناحيه پروردگار دليل روشن براى شما آمده است . و نيز در آيهء « وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِها لَوْلا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ » ؛ « 4 » به راستى او بر يوسف قصد كرد و يوسف نيز اگر برهان الهى را نمىديد آهنگ او را داشت . نيز در اصطلاح قرآن به معجزه « برهان » گفته شده :
« فَذانِكَ بُرْهانانِ مِن رَّبِّكَ » ؛ « 5 » اين دو ( تبديل عصا به اژدها و يد بيضا ) دو برهان از طرف پروردگار مىباشد . پس دلايل قرآن داراى دو ويژگى است :
الف ) مانند تابلوى نقاشى ، همراه با تجسم است . در « إِنَّ فِى خَلْقِ السَّمواتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ » ؛ « 6 » با تجسم اوضاع حاكم بر آفرينش ، بر وجود خدا استدلال شده است .
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 104 .
( 2 ) . يوسف ( 12 ) آيه 108 .
( 3 ) . نساء ( 4 ) آيهء 17 .
( 4 ) . يوسف ( 12 ) آيهء 24 .
( 5 ) . قصص ( 28 ) آيهء 32 .
( 6 ) . بقره ( 2 ) آيهء 164 .