در برابر مسألهاى اختلاف را كنار گذاشته و متحد در برابر آن صف آرايى مىنمايند .
كفر با وجود انواع مختلف چون در مقابل ايمان قرار مىگيرد يك ملت محسوب مىشود .
و اين صف آرايى همواره در طول تاريخ ادامه داشته است ؛ يعنى منكران انبيا با وجود اختلافات ، خود عليه انبيا صف آرايى نمودهاند . عصر نبوت حضرت ختمى مرتبت صلى الله عليه و آله نيز شبيه دورانهاى گذشته بود . به همين جهت قرآن مىفرمايد : « وَلَقَدْ أَهْلَكْنا أَشْياعَكُمْ » ؛ « 1 » به راستى گروههاى زيادى از شما را هلاك كرديم . اين گروهها گرچه در گذشته بودند اما چون از نظر صف آرايى ، شبيه گروههاى عصر نبوت بودند لذا مىفرمايد : « أَشْياعَكُمْ » .
افرادى پيدا مىشوند كه در اثر تلقينات ، خود را كم مىبينند و در اثر عوامل مختلف در بعضى و يا در اكثر آنان حس كم بينى ايجاد مىشود . صديقهء طاهره عليها السلام در اين جملهء كوتاه :
مغتبط اشياعكم . . .
اشعار مىفرمايد : هر چند متفرق هستيد ، اما با شرط پيروى از اين هدف ( قرآن ) ، على رغم همهء اختلافات ، مورد غبطهء ملل جهان خواهيد شد .
رضوان : رضا و خشنودى بسيار . چون رضايت الهى - جل شأنه - رضايتى بزرگ و بسيار است از اينرو در قرآن رضوان مخصوص ذات مقدس احديت است . « يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْواناً » ؛ « 2 » به همين جهت نكره آورده شده است .
قائد : اسم فاعل از مصدر « مَقادَة و قيادة » ، كشيدن چهارپايان و غير آن . قائد : كشنده از فرار ، جمع آن « قَادة » و « قُوّاد » در برابر « سَوق » به معناى راندن از عقب .
مؤدٍّ : اسم فاعل از « أدي » ايصال ، رساندن .
نجاة : رستن .
تِبيان : مصدر از « بان الأمر » ، روشنگر .
حجج : جمع « حجت » ، دليل و برهانِ همراه با غلبه . در حديث آمده :
فَحَجَّ آدمُ موسى ؛ « 3 »
با برهان و دليل بر موسى غلبه كرد .
محارم : جمع « محرم » به معناى حرام است . ماده « حَرَمَ » و مشتقاتش همه به معناى
هامش
( 1 ) . قمر ( 54 ) آيه 51 .
( 2 ) . مائده ( 5 ) آيهء 2 .
( 3 ) . نهايه ، ج 1 ، ص 341 .