هدف از قدم نهادن انسان به اين كرهء خاكى
قرآن كريم مىفرمايد : « وَما خَلَقْتُ الجِنَّ وَالإِنْسَ إِلّا لِيَعْبُدُونِ » ؛ « 1 » جن و انس را نيافريدم مگر براى اين كه آنان عبادت كنند . قرآن كريم هدف از آمدن به اين خاك تيره را عبادت ذات بارى تعالى معرفى مىنمايد . اينك ببينيم مراد از عبادت چيست ؟
ابتدا تصور مىشود عبادت همان نماز و روزه و حج است ؛ ولى در اين جا عبادت در آن قالبها خلاصه نمىشود ؛ بلكه مراد ، نهايت خضوع و دل بستگى به معبود است كه از درك عظمت او سرچشمه مىگيرد و اين كه جن و انس دريابند كه خود و همهء موجودات جز فقر و ربط محض به معبود ، حقيقت ديگرى ندارند و او به همهء هستى احاطه دارد .
خلافتى را كه بر دوش او نهادهاند فقط با پياده كردن برنامههاى همه جانبه و حياتبخش او مىتواند به انجام رساند . سعادت هر دو عالم با عملى ساختن آن برنامه امكانپذير است ؛ زيرا لازمهء اعتقاد با اين كه ذات احديت به وسيلهء سفيران خود جامعهء بشرى را در همهء ابعاد زندگى به كاملترين برنامهاى كه فراتر از آن متصور نيست راهنمايى فرموده ، پياده كردن همان برنامه در جهات زندگى خود مىباشد . همين پياده كردن آن برنامه در مقام عمل ، مصداق تذلّل و عبادت مىباشد ؛ هر چند در ظاهر ، رسيدگى به مزرعه و يا ساير شؤون زندگى باشد . بر همين اساس امامان ما به تمام ابعاد زندگى خود رسيدگى مىفرمودند و آن را برترين عبادتها شمرده و سنت اسلامى معرفى مىنمودند و غلبهء بُعدى را بر بعد ديگر عجز و اهمال و تضييع حق مىدانستند . براى نمونه ، ملاقات يكى از صوفيان با حضرت باقر عليه السلام را مىآوريم :
زاهد و صوفى معروف ، محمد بن منكدر كه از بزرگان عامه بود مىگويد : من هرگز نمىدانستم على بن حسين فرزندى دارد كه از خود او بهتر است تا اين كه محمد بن على عليه السلام
هامش
( 1 ) . ذاريات ( 51 ) آيهء 56 .