تركيب اين دو بعد متضاد تشكيل يافته و بايد هر دو بعد در حوزهء وجودى انسان اشباع شود بهگونهاى كه هيچ كدام از آن دو بر ديگرى چيره نگردد . اصولًا كمال انسان در آميزش اين دو بعد است و اگر يكى از آن دو با نسبت خاص از بين برود ديگر آن حقيقت وجود نخواهد داشت . چنانچه درختان و گياهان از عناصر اصلى با نسبت بسيار دقيق تركيب شده است كه حقيقت هر نوع گياه در گرو همان تعادل و وابستگى به همان عناصر با نسبت دقيق و خاص مىباشد . اگر نسبت خاص عناصرى كه تشكيل دهندهء مزاج نبات است كم يا زياد شد ، ديگر آن گياه نيست . همينطور حقيقت نوع انسان كاملًا به اين دو عنصر « حَمأٍ مَسنون » و « نَفختُ فيه مِن روحى » بستگى دارد .
هماهنگى در اشباع اين دو عنصر به قدرى براى استوارى آدم دقيق و ظريف و مهم است كه فقط دست قدرت آفريدگارى كه او را آفريده مىتواند برنامهاى طرح كند كه هر دو بُعد بدون غلبه يكى از دو بعد ، اشباع شده و حقيقت آدمى پايدار بماند . « وَكَذ لِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً » ؛ « 1 » بدينسان ما شما را امت وسط قرار داديم .
به بيانى ديگر در اين آيه مىفرمايد : « وَنَفْسٍ وَما سَوَيها * فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَتَقْواها » ؛ « 2 » سوگند به روان آدم و برقرارى هماهنگى عجيب ميان ابعاد متضادش كه در نتيجهء اين هماهنگى فجور و تقوا به وى الهام شد . « 3 »
وجود هر دو قوهء فجور و تقوا در تسويه و خلقت موزون لازم است . همين دو حال منشأ ارتباط دو عامل خارجى ، شيطان و مَلك ، با انسان مىشود . اين دو قوه پيوسته در تنازع هستند ؛ قوهء فجور انسان را از انقياد به تقوا باز مىدارد . اما همين فجور مقدمهء خير و تكامل وى مىگردد ؛ زيرا همين جهت تضاد « 4 » منشأ نيرو گرفتن عقل مىشود و كشش به
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 43 .
( 2 ) . شمس ( 91 ) آيه 8 .
( 3 ) . مراد از « الهام » معناى مشهور ( دريافت مرموز ) آن نيست ؛ بلكه رسيدن به حالتى از غيب است . چنان كه امام سجاد عليه السلام در صحيفهء مباركه مىفرمايد : ألْهِمْني التَّقوى ؛ بار الها ! تقوى را به من الهام فرما . يعنى همان حالت بازدارنده كه انسان با داشتن آن از معصيت دورى مىكند .
( 4 ) . خداوند قدرت نمايى خود را در آيهء 66 سورهء نحل چنين بيان مىكند : « وَ إِنَّ لَكُمْ فِى الأَنْعامِ لَعِبْرَةً نُسْقِيكُمْ مِمّا فِى بُطُونِهِمِنْ بَيْنِ فَرْثٍ وَدَمٍ لَبَناً خالِصاً سائِغاً لِلشّارِبِينَ » ؛ در چهارپايان ، جهت خداشناسى عبرتى هست . از آنچه در شكمهاى آنهاست براى شما از ميان چرك و خون ، شير خالص و گوارايى را آماده نوشيدن كرديم .
جوهر انسان بايد چون شير از گذرگاه پر پيچ و خم غريزههاى متضاد بيرون آيد تا خالص شود . پس در تكامل انسان بايد هر دو قوه باشد .