عين حضور و علم است . پس او بالاترين بهجت به ذات خويش را داراست . مىبينيم تمام آن مطالب را در دو جمله خلاصه فرموده است .
عابدة لأوثانِها مُنكرة لِلهِ مع عِرفانِها .
گرچه به ظاهر تمام امتها معتكف آتش و يا بتپرست بودند ولى اينگونه عبادتها تحميل بر فطرت بوده و اصلًا با آن دم ساز نبوده و فقط اعتقاد به خداى يگانه است كه در صميم فطرت انسان جاى دارد و در بخش توحيد ، ذيل عبارت
ضمن القلوب موصولها
گفته شد كه اعتقاد به وجود مبدأ متعال با فطرت آدمى بستگى دارد ؛ چنان كه در حديث نبوى صلى الله عليه و آله آمده :
ما مِنْ مولودٍ إلّاو يولَدُ على الفطرةِ .
يا درحديث ديگر مىفرمايد :
كلُّ مولودٍ يولدُ على الفِطرةِ حَتى يكونَ أَبواه يُهوّدانِهِ و يُنصِّرانِهِ و يُمجّسانه ؛ « 1 »
هر نوزادى بر فطرت خويش كه بستگى به مبدأ غيب دارد ، از مادر متولد مىشود . سپس پدر و مادر ، او را يهودى و نصرانى و مجوسى بار مىآورند .
اينگونه تحميلات پردههاى ضخيمى بر روى فطرت مىكشد . زمانى نقابهاى تحميلى از صفحهء فطرت برداشته مىشود كه دچار حوادث تكان دهندهاى شود و آنگاه است كه انسان صفا و نور فطرت را احساس مىكند . در آيهء شريفه به همين بستگى فطرى اشاره مىفرمايد :
« قل أَرَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُ اللَّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السّاعَةُ أَغَيْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ * بَلْ إِيّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شاءَ وَتَنْسَوْنَ ما تُشْرِكُونَ » ؛ « 2 »
مرا آگاه كنيد كه اگر همچون امتهاى پيشين دچار عذاب الهى شويد و يا روز قيامت سر رسد آيا غير از خدا را مىخوانيد . اگر راست مىگوييد ؟ بلكه او را فقط در مواقع شدت مىخوانيد و آن خدايان جعلى را كه شريك قرار داده بوديد فراموش مىكنيد .
يعنى اگر پرستش خدايان تحميلى راست باشد بايد در شدتها به آنها پناهنده شويد در حالى كه شما بهطور مسلم به آنان رو نمىآوريد و آنها را فراموش مىكنيد .
هامش
( 1 ) . مجمع البحرين ، مادهء « ولد » و « خطر » . اين حديث ميان عامه و خاصه مشهور است .
( 2 ) . انعام ( 6 ) آيات 40 و 41 .