بِمكانِهِ من الجهالةِ ؛ « 1 »
مردم آن روز ملتهاى پراكندهاى بودند با هدفهاى گوناگون و دستههاى مختلف و خدا را به خلق تشبيه مىكردند و در نام او كج روى داشتند و براى او شريك قرار مىدادند . خدا با رسولش مردم را از گم راهى نجات بخشيد و با منزلت وى از نادانى رهايى داد .
باز در جاى ديگر مىفرمايد :
بَعَثه و الناسُ ضُلَّالٌ في حَيرةٍ ، و خابِطون في فِتنةٍ قَد استَهوَتْهمُ الأهواءُ ، و استَزلَّتْهم الكبرياءُ ، و استخفَّتْهُمُ الجاهليةَ الجهلاء حيارى في زلزالٍ من الأمرِ ، و بَلاء منَ الجهلِ ، فَبالَغ صلى الله عليه و آله في النّصيحةِ ، وَ مَضى على الطّريقةِ ، و دَعا إلى الحكمةِ و المَوعظةِ الحَسنةِ ؛
خدا هنگامى او ( محمد صلى الله عليه و آله ) را مبعوث فرمود كه مردم در حيرت گم راهى بودند و در اثر كجروىها به بدعتها و فتنهها گرفتار بوده ، هوى و هوسها بر آنان چيره گشته و بزرگان دنيا آنان را به لغزش كشيده و جهالت عميق ، آنان را دچار خفت و سبك مغزى كرده بود .
مردمى متحير و سر در گم و غرق در بلاى نادانى بودند . او صلى الله عليه و آله در هدايت خالصانه مبالغه ورزيد و در راه راست ، مردم را به حكمت و موعظهء حسنه دعوت نمود .
اوضاع آشفتهء زمان بعثت مسألهاى نيست كه قابل ترديد باشد . « 2 »
صديقهء طاهره عليها السلام در اين جا تعبير لطيفى دارد كه توجه شما را به آن جلب مىنماييم :
سرّ تعبير « عكّفاً على نيرانها »
عُكّفاً على نيرانِها ؛ ملتهايى را يافت كه ملازم آتش بودند . . . .
مراد در اين جا پرستش آتش نيست بلكه مراد بزرگ داشت و تقديس آتش است در اين بيان ، نكتهاى كه تاريخ گواه آن است . معروف است كه مجوس آتش پرست مىباشند ؛ ولى حقيقت اينطور نيست ؛ چه اين كه در فقه اسلام از آنان به عنوان اهل كتاب ياد شده و
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، ص 32 .
( 2 ) . علاقهمندان مىتوانند به تاريخ و دايرة المعارف فريد وجدى مراجعه كنند .