ارائه و اظهار حكمت و قدرت ساير صفات كمال آفريد ، تا جامعه بشرى را به اطاعت از فرمان خود در تمام شؤون زندگى آگاه سازد .
2 . پرستش خدا
متن : تَعبُّداً لِبَريَّتِه .
شرح : همان طورى كه گفتيم تعبد به معناى نهايت خضوع است . معادل آن در زبان فارسى « پرستش » است . لازم به توضيح است كه خضوع وكوچكى در برابر افراد ، نسبت به عظمت آنان فرق مىكند . بنابراين نهايت خضوع كه در حد پرستش باشد بايد فقط در برابر ذات الهى كه جامع همهء كمالات است انجام گيرد ؛ زيرا آن ذات مقدس ، همتايى ندارد .
ناگزير پرستشى كه شايستهء مقام الهى است در برابر هيچ فردى سزاوار نيست و از اين معنا ، به خضوع كه همراه با نهايت تسليم است تعبير مىشود .
اين معنا غير از اطاعت است ؛ زيرا اطاعت به معناى فرمانبردارى است ؛ اما تعبد نهايت خضوعى است كه در قالب اعمالى مانند نمازهاى پنج گانه و روزه و حج و امور مستحبى شكل مىگيرد .
در شرح اين جمله بايد از سرّ تعبد در اسلام بحث نمود .
راز تعبد در اسلام
چه بسا با نظر سطحى ، منطقى نباشد در جايى كه تعبد هست ، عقل و منطق به كار رود ؛ پس چگونه ممكن است غرض از خلقت و ابراز قدرت و حكمت ، حصول تعبد و حالت خضوع باشد ؟ بايد دانست كه مراد ، تعبد و تسليم در برابر حق متعال و سفيران بر حق او مىباشد و اين عين منطق است ؛ زيرا اين تسليم و تعبد ، به تسليم در برابر كمال مطلق و در برابر مصلحت برمىگردد . اگر درست تأمل شود چارهاى جز اين تسليم و تعبد نيست ؛ زيرا بشرى كه گرفتار امواج غرايز و شهوات گوناگون است و به ويژه دشمنى سرسخت مانند شيطان در سرراهش مىباشد ، آيا جز اين كه به درگاه حق پناهنده شود و