به انواع هلاكت و بيچارگى دچار خواهد شد .
هر اجتماع يا فردى كه بخواهد دچار سرگشتگى و بيچارگى نشود و سعادت خود را بازيابد بايد ناگزير خدا را بر اجتماع و يا وجود خود حاكم گرداند ؛ هر چند آن فرد يا اجتماع از علوم دينى - تا چه رسد به علوم مادى - برخوردار باشد و گرنه در گرداب بدبختىها و شقاوتها دچار مىشود و اميال و هوىهاى كور ، آنان را به ورطهء هلاكت مىكشد .
اين جاست كه اسلام راه رهايى را فقط تسليم و تعبد مىداند . تسليم و تعبد ؛ يعنى انسانى كه در ميان موجودات ديگر از عقل و شعور و اختيار برخوردار است در برابر دستورات آسمانى كه به وسيلهء انبيا عليهم السلام بدون واسطه و يا با واسطهء جانشيان بر حق ابلاغ مىشود تسليم شده و حالت تسليم خود را با تعبد حفظ كند و با جان و دل قانون انبيا را در همهء شؤون زندگى خود پذيرا باشد و بداند كه برنامهء انبيا برنامهاى است كه از ناحيهء پروردگار متعال به وسيلهء وحى به انبيا رسيده و آنان نيز بدون اندك دخل و تصرفى آن را در اختيار جامعهء بشرى قرار دادهاند .
على عليه السلام مىفرمايد :
لأَنسِبَنَّ الإسلامَ نِسبَةً لايَنسِبُها أحَدٌ قَبلِي ، الإسلامُ هُو التّسلِيمُ ؛
اسلام را آن چنان تعريف كنم كه فردى قبل از من آن را تعريف نكرده باشد ، اسلام يعنى تسليم .
3 . ارجمند ساختن دعوت انبيا
متن : إعزازاً لدَعوَتِهِ .
شرح : غرض نهايى سوم ، ارجمند ساختن دعوتى است كه به وسيلهء انبيا عليهم السلام انجام گرفته است .
وجه ارتباط اظهار قدرت ، و بيان نمودن و يا اثباتِ حكمت در خلقت جهان آفرينش ، با گرامى داشتن دعوت انبيا آن است كه پشتوانهء آنها - با همهء بىيار و ياور بودن در ابتداى بعثت و قيام اقشار توانمند و به تعبير قرآن « مَلأ » عليه انبيا - همانا معجزاتى است كه