تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
بالأخره منبع جوشان هر كمال ؛ چه حكمت و چه قدرت و چه صفات كمال ديگر مانند علم . با در نظر گرفتن اين مقدمه چگونه امكان دارد كه منبع اين همه علم و قدرت و حكمت برنامه‌اى براى بشر نداشته باشد ؟ اوست كه به مقتضاى علم و حكمت و در عين حال با رأفت و رحمت مىتواند برنامه‌اى راپىريزى كند كه در تمام ابعاد ، ضامن سعادت و خوشبختى دو جهان باشد . « أَلا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الخَبِيرُ » ؛ « 1 » آيا كسى كه خود آفريده ، نمىداند ؟ و اوست كه به دقايق حالاتشان آگاه و آشناست . . . برنامه‌اى استوار كه حاوى اصلاح دنيا و عقبى است ، هر برنامهء ديگر در قبال آن ناقص و يك بعدى است و دست كم همهء ابعاد وجود انسان را در نظر نگرفته است ؛ هر چند طرف داران زيادى هم داشته باشد . مولوى در ضمن داستانى ، به خوبى تفاوت ديد انبيا باديگران را مجسم مىكند :
نيست آن ينظر بنورالله گزاف * نور ربانى بود گردون شكاف نيست اندر چشم تو آن نور ، رو ( برو ) * هستى اندر حس حيوانى گرو تو زضعف چشم بينى پيش پا * تو ضعيف و هم ضعيفت پيشوا « 2 »
انسانى كه با دل آگاه به اين حقيقت پى برد بالطبع خواهان برنامه‌اى خواهد بود كه به وسيلهء انبياء عليهم السلام از طرف خداوند متعال ارائه شده و آن برنامه را در كارهاى شخصى و تربيت اولاد و اصلاح اوضاع اجتماعى و روش همسردارى عملى خواهد كرد . بدين سان مىبينيم فرمودهء صديقهء طاهره عليها السلام كاملًا صحيح است كه خداوند متعال موجودات را براى
هامش
( 1 ) . ملك ( 67 ) آيهء 14 . ( 2 ) . خلاصهء داستان از اين قرار است كه مولوى مسئله را در گفت‌وگوى استر با شترى مجسم مىكند . استر مىگويد : چه شده مقدارى كه مىروم پايم مىلغزد و به رو در مىافتم ؛ اما تو مسافت طولانى در حركت هستى و پاى تو هرگز نمىلغزد و يا بسيار اندك مىلغزد ؟ مولوى در جواب از قول شتر مىگويد : چون من سربلندم و از بينش بسيار عالى برخوردارم و توان آن را دارم كه مسافت بسيار دور را كه از حوصلهء ديد كم نور و ضعيف تو بيرون است ببينم وديد ما به حكم المؤمنُ يَنظِرُ بنورِ اللهِ حجاب مكان و زمان را دريده و تا نهايت مسير را مىشكافد . ديگر آن‌كه خلقت من پاكيزه است أَشهَدُ أنَّك كُنْتَ نُوراً في الأَصْلاب الشامِخَةِ وَ الأرْحامِ المُطهَّرةِ .ز آن‌كه من هستم ز اولاد حلال * نى ز اولاد زنا و اهل ضلال تو ز اولاد زنايى بىگمان * تير كژ پرد چو كژ باشد كمان