در روايت جعفرى از حضرت ثامن الحجج - صلوات الله عليهم - چنين آمده :
المشيّةُ مِنْ صفاتِ الأفعالِ فَمَن زَعَمَ أنّ اللهَ لم يزلْ مُريداً شائِياً فَليسَ بِموحدٍ ؛
مشيت از صفات افعال است . هر كس گمان كند كه خدا پيوسته مريد بوده و مشيت داشته موحد نيست .
اين دو روايت ، خصوصاً روايت دوم ، تقريباً نص در نفى اراده ذاتى است .
از اين اعمال سلطنت و قدرت در روايات به دو نحو تعبير شده : مشيت و احداث و فعل . شاهد بر تعبير اوّل ، دو روايت است :
1 . صحيهء محمد بن مسلم از ابىعبدالله عليه السلام :
المشيّةُ مُحدَثةٌ .
2 . صحيحهء عمر بن أذينه از ابىعبدالله عليه السلام :
خَلقَ اللهُ المشيّةَ بِنَفسها ، ثمّ خَلقَ الأشياء بالمشيِة .
مراد از مشيّت ، اعمال قدرت است و آن ، مخلوق بنفسه مىباشد و نيازى به اعمال قدرت ديگر ندارد و گرنه تسلسل لازم مىآيد .
شاهد بر تعبير دوم ، صحيحهء صفوان بن يحيى است :
الإرادَةُ مِنَ الخَلقِ الضَميرُ وَ مايَبدُو لَهُم بَعدَ ذلِك مِن الفِعلِ . وَ أمّا مِنَ اللّهِ تَعالى فَإرادتُهُ إحْداثُهُ لاغَيرَ ذلِك ؛ لأنَّهُ لايَرْوِي وَلايَهمُّ وَلا يَتَفَكَّرُ ، وَ هذِهِ الصِّفاتُ مَنِفيّةٌ عَنهُ ، وَ هِيَ صِفاتُ الخَلقِ فَإرادَةُ اللّهِ الفِعلُ لاغَير ذلِك ، يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ بِلا لَفظٍ ، وَ لانُطقٍ بِلِسانٍ ، وَ لاهِمَّةٍ ، وَ لاتَفَكُّرٍ ، وَ لاكَيفٍ كَما أنّهُ لاكَيفَ لَه ؛
اراده از مردم ، ضمير و باطن آنهاست و آنچه كه بعد از آن عمل در خارج آشكار مىگردد . اما در مورد خداى متعال ، اراده ، همان احداث و ايجاد است و چيز ديگرى نيست ؛ زيرا خداوند متعال كارى را در باطن ارزيابى نمىكند و نه خداوند متعال قصد و انديشه مىكند اين صفات از ساحت قدس او نفى مىشود ؛ زيرا اينها صفات مخلوق است . بدين سان ارادهء خدا جز فعل او چيز ديگرى نيست . به هر چيز بگويد : « پديد شو » بدون لفظ و نطقِ زبانى و تفكر ، وجود خواهد يافت .
اين صحيحه نص است كه ارادهء خداى متعال امر تكوينى اوست .
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 229
مساهمون: عز الدين حسينى زنجانى
ص٢٢٩