آوردن معناى اراده و مشيت بايد در چند مقام بحث نمود : 1 . مفهوم اراده ؛ 2 . اراده در واجب و ممكن بر حسب اشتراك لفظى است يا معنوى ؛ 3 . مصداق اراده در واجب و ممكن .
معناى اراده
1 . اگر اقتضا براى به دست آوردن چيزى تمام بود و فعليت تامه داشته باشد آن را « اراده » مىگويند ؛ زيرا دقت در ريشهء لغت « اراده » و مشتقات آن اين معنا را مىدهد « اراده » مشتق از « رود » است كه به معناى سعى و كوشش در طلب چيزى است ، مثلًا مىگويند « رائد » ؛ يعنى كسى كه در جستوجوى مَرغ زار است كه عدهاى آنجا اطراق نمايند . و نيز
الرَّائِدُ لايَكْذِبُ أهلَهُ ؛
كسى كه در جستوجوى آب و خوراك براى خانوادهء خود است به آنها دروغ نمىگويد . يا در حديث است :
الحُمَّى رائِدُ المَوتِ ؛
تب قاصد و پيام آور مرگ است . باز در حديث است :
مِن فِقهِ الرَّجُلِ أنْ يَرتادَ لِمَوضِعِ بَولِهِ ؛
از دانايى مرد آن است كه براى پيشاب خود تلاش كند تا جاى مناسبى را بيابد .
چنان كه مىبينيم فعليت اقتضا در مشتقات اين ماده وجود دارد . پس مفهوم اراده ، فعليت اقتضا و تمام بودن تأثير در چيزى براى دستيابى به چيزى ديگر است ؛ خواه آنچه كه فعليت اقتضا دارد داراى شعور باشد يا نه . راغب ، در مفردات مىگويد :
الإرادةُ قَد تَكونُ بِحسب القُوّةِ التَسْخيريةِ و الطبيعيةِ كَما قَد تَكونُ بحسبِ القُوّةِ الاختياريةِ و لذلك تُستعملُ في الجِماد و الحيوانِ نحو قوله تعالى :
« جِداراً يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ فَأَقامَهُ » « 1 »
او فرس يريد التبن ؛
اراده گاهى طبيعى و تسخيرى است و بر حسب قوهء اختيار . ازاينرو در آيهء شريفه فرمود :
به طورى كه ديوار قصد خراب شدن را داشت . يا اسب قصد خوردن كاه را داشت .
چيزى را كه در او فعليت اقتضا وجود دارد « مريد » و چيزى را كه غرض ، دستيابى به آن است « مُراد » مىگويند .
هامش
( 1 ) . كهف ( 18 ) آيهء 77 .