سه صفت سلبى خدا
متن : المُمْتَنِع عَنِ الأبصارِ رُؤيَتُهُ ، وَ عَنِ الأوهامِ كَيفيّتُهُ ، وَ عَنِ الألْسُنِ صِفَتُهُ .
شرح : حضرت در اين فراز ، سه صفت از صفات سلب را بيان فرمود : 1 .
ليس بمرئيٍّ بالأبصار
2 .
ليس بمكيف بالوهم ؛
3 .
ليس موصوفاً بالوهم .
اما صفت اوّل ، كه با چشم ديده نمىشود ، مطابق صريح آيهء شريفه است : « لا تُدْرِكُهُ الأَبْصارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ » ؛ « 1 » چشمها خدا را نتواند درك كند .
اوست كه بهمهء چشمها بينايى دارد و او لطيف و آگاه است .
گفتوگوى ابوقرّه با امام رضا عليه السلام دربارهء رؤيت
در كافى از صفوان روايت شده كه ابوقرّهء محدث از من درخواست نمود كه او را به محضر ابوالحسن الرضا عليه السلام ببرم . ابوقرّه گفت : از شما روايت رسيده كه خداوند متعال ديدار و كلام را ميان دو نفر از انبياء تقسيم نموده : سخن رانصيب موسى بن عمران و ديدار را نصيب محمد صلى الله عليه و آله فرموده . حضرت رضا عليه السلام فرمود : اگر سخن چنين است پس آن كيست كه از طرف خدا به جن و انس ابلاغ نمود : « لا تُدْرِكُهُ الأَبْصارُ ؛ وَلايُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً ؛ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىءٌ » . « 2 »
توضيح هر كدام از اين سه آيه به خوبى دلالت دارند كه ديدار ممكن نيست . آيهء اوّل كه روشن است . در مورد آيهء دوم ، چون براى ديدن چيزى ، لازم است كه صورت داشته باشد چون ديدار ، احاطه علمى است و اما در مورد آيهء سوم ، اگر ديدار ممكن باشد لابد با ساير ديدنىها در مكان و جهت و كيفيت شبيه خواهد بود . خدا بزرگتر از آن است كه نظير و مثل داشته باشد .
آيا خود محمد صلى الله عليه و آله نبود كه گفت بلى . فرمود : چگونه ممكن است روايتى به شخصى
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 103 .
( 2 ) . نجم ( 53 ) آيهء 13 .