چنان كه گذشت ، اين صفات سلبى به سلب حد و ماهيت يعنى وجوبِ وجود برمىگردد .
اشكال
تعطيل شدن صفات
اشكال : اگر وصف به زبان محال است پس اين همه توصيفات در قرآن ، روايات ، دعاها و خطبهها چگونه وارد شده ، و بايد تعطيل صفات لازم آيد ؟
جواب : آنطورى كه از روايت حضرت باقر عليه السلام و حضرت امام هادى عليه السلام استفاده مىشود ، از وجود كمال در ممكن پى مىبريم كه چنين كمالى در خدا هم هست ، اما نه از جهت نقصان ، و محدوديتش بلكه از جهت وجودى و كمالش ؛ حاصل مذهب و عقيدهء معتدل آن است كه نبايد در مرتبهء ذات كبريايى آن قدر افراط نمود كه تعطيل و تفريط - كه تشبيه به مخلوق است - پيش آيد و بايد به دستور امام صادق عليه السلام رفتار نمود كه فرمود :
فَاعْلَمْ - رَحِمَك اللّهُ - أنَّ المَذهَبَ الصَّحِيحَ فِي التَّوحيدِ ما نَزَلَ بِهِ القُرآنُ مِن صِفاتِ اللّهِ تَعالى ؛ فَانف عَنِ اللّهِ تَعالى البُطلانَ وَ التشبِيهَ ، فَلا نَفْيَ وَ لا تَشبِيه ؛ « 1 »
بدان - خدا تو را رحمت كند - مذهب صحيح و مستقيم در توحيد همان است كه در قرآن از صفات الهى نازل شده ، از خدا دو طرف تعطيل و تشبيه به مخلوقات را ترك كن ؛ پس نه نفى وجود دارد و نه تشبيه .
متن : ابْتَدَعَ الأشْياء لامِن شَيء كَانَ قَبَلَها وَ أنْشأَها بِلا احْتِذاء أمْثِلَةٍ امتَثلها ؛ خدا موجودات را نه از چيزى كه قبل از آفرينش آنها بوده ، ايجاد كرد بدون صورت و مثال و نقشهء قبلى .
شرح : اين فراز در بيان فاعليت حق متعال و تمام و فوق تمام بودنِ آن عدم احتياجِ آن - در ماده و صورت - نقشهء قبلى است . نظير اين عبارت را در نهج البلاغه هم مىبينيم .
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 100 ، مكاتبهء عبدالرحيم قصير با عبدالملك بن اعين .