مانند محمد صلى الله عليه و آله نسبت داده شود كه به همهء خلق بفرمايد : من از طرف خدا فرستاده شده هستم و به امر خدا به سوى خدا دعوت مىكنم . آنگاه بگويد . خدا فرموده : « لا تُدْرِكُهُ الأَبْصارُ ؛ لايُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً ؛ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىءٌ » و سپس خودش مدعى باشد كه من خدا را با چشم ديدهام و به او احاطه علمى پيدا كردهام و او به صورت انسان است ؟ و آنچه را كه خود از طرف خدا آورده باطل سازد ؟ آيا شرم و حيا نمىكنيد . زنديقيان روا نداشتند كه چنين تهمتى را به رسول اكرم صلى الله عليه و آله وارد سازند كه آن بزرگوار از طرف خدا پيامى آورد سپس خود ، آن را نقض كرد .
ابوقرّه گفت : خدا فرموده : « وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى » ؛ بىترديد او را در موقع فرود آمدن ديد . خلاصهء بيان امام عليه السلام اين است : اين سه آيه مرتبط به هم بوده و ضمير « رآه » در دو آيهء پس از اين آيه آمده است . آيهء ديگر اين است « ما كَذَبَ الفُؤادُ ما رَأى . . . » ؛ قلب پيغمبر آنچه را با چشم ديد تكذيب نكرد سپس آنچه را ديده بود به روشنى خبر داد ؛ زيرا فرمود : « لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الكُبْرى » ؛ بىترديد نشانههاى بزرگ پروردگارش را ديد . پس مورد رؤيت در آيهء
لَقَد رَاه . . .
آيات الهى است نه خود ذات اقدس او . در حالى كه خدا فرمود « وَلايُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً . . . » ؛ نمىتوانند به او احاطهء علمى داشته باشند . ابوقره گفت : بنابراين ، روايات را تكذيب مىكنى ؟ امام فرمود : البته چنان چه روايات مخالف قرآن باشد تكذيب خواهم نمود .
از گفتار امام اين معنا استفاه مىشود كه آيات ديگر نيز مانند « وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ * إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ » ؛ « 1 » بايد صورتهايى در روز ( قيامت ) كه در شادمانى و مسرّت هستند و نگاه كننده به پروردگار در آيه بايد بر معناى ديگر حمل شود كه عبارت از نشانه و علامتهاى پروردگار است .
اما صفت دوم كه درك او با وهم و فكر ، و وصف او با زبان محال است ؛ ازاينروست كه هر چه به فكر بيايد محدود است و همهء ساخته و مصنوع فكر است و خداوند بالاتر
هامش
( 1 ) . قيامة ( 75 ) آيهء 23 .