تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
مرحلهء وجود هيچ‌گونه تعدد و اختلافى نيست ؛ بلكه خود ذات مقدس احديت بذاته مصداق براى همهء صفات است و ذات احديت - كه جز صرف الوجود و بسيط محض چيز ديگرى نيست - بدون هيچ حيثيتى - خواه حيثيت تقييدى يا تعليلى - مصداقِ اين صفات مىباشد . توضيح اين مطلب نياز به بيان مقدمه‌اى در شرح اصطلاح دارد و آن اين است كه حيثيت بر سه قسم است : حيثيت اطلاقى ، حيثيت تقييدى ، حيثيت تعليلى . 1 . حيثيت اطلاقى : حيثيتى است كه چيزى به موضوع اضافه نمىكند بلكه كار تأكيد را انجام مىدهد . مثلًا مىگوييم : الإنسانُ - مِن حيثُ هو إنسان - حيوانٌ ناطق . يا : الشَجرُ مِن حيث هو شجر - نامٍ . در اين دو مثال مىبينيم كه دو قيد « مِن حيث هو انسان » و « مِن حيث هو شجر » فقط براى تأكيد و اين كه خود موضوع بدون قيدى موضوع است ، آمده و فايدهء ديگرى ندارد و چون اين حيث اثرى ندارد آن را « اطلاقى » مىنامند . 2 . حيثيت تقييدى : حيثيتى است كه قيدى به موضوع اضافه مىكند و موضوع از جهت موضوع بودن مضيق و مقيد مىنمايد ، مثلًا مىگوييم كاغذ از حيث سفيد بودن يا زرد يا آبى رنگ بودن ، مرئى است . در اين جا ، اين حيثيت مىفهماند كه كاغذ از جهت جسم بودن ، مرئى نيست ؛ زيرا مرئىِ بالذات رنگ جسم است و جسم رنگين به رنگ خالص ، بالعرض مرئى است . بنابراين موضوعِ مرئى بودن فقط خودجسم كاغذ به تنهايى نيست ؛ بلكه با قيد رنگين بودن قابل رؤيت است و جسم و كاغذ هر دو ديده مىشوند ولى رنگ ، مرئىِ بالذات ، و جسم كاغذ ، مرئىِ بالعرض مىباشد . 3 . حيثيت تعليلى : حيثيتى است كه علت براى عروض محمول بر موضوع مىآيد بدون اين كه در ذات موضوع دخالتى داشته و آن را هم‌چون حيثيت دوم ، مضيق و محدود نمايد . مانند اين كه مىگوييم : الانسانُ - مِن حيثُ هو مُتعجّب - ضاحِكٌ ؛ در اين قسم موضوع ضاحك ، خود انسان است و در ذات موضوع تقييدى اخذ نشده و موضوع عبارت از انسان و تعجب نيست . چنان كه در قسم دوم اين چنين است يعنى مرئى در مثال گذشته مرئى ، جسم كاغذ و رنگ بود ليكن با اين تفاوت كه رنگ مرئىِ بالذات و كاغذ ، مرئى بالعرض مىباشد . اما در قسم سوم ، واسطه براى ثبوت محمول بر موضوع لازم است كه از آن