تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
اين چهارگونه صفت در انسانى كه در اين عالم است معلوم شد . آن را در عالم فوق محسوس يعنى مبدأ آن پياده مىكنيم : 1 . صفات سلبى در ذات احديت كه با فراگيرى از قرآن كريم است و آن را صفات « جلال » مىناميم ( زيرا صفات سلبى صفت‌هايى هستند كه ذات احديت بزرگ‌تر از متصف بودن به آنهاست ) ؛ 2 . صفات ثبوتى و حقيقىِ محض مانند حيات در ذات احديت ؛ زيرا حيات داراى مفهوم استقلالى است و در معناى آن اضافه شدن به غير نيست ، بر خلاف علم و قدرت و نيز صفت علم ذات احديت به ذات خود از صفات ثبوتى محض است ؛ 3 . صفات ثبوتىِ داراى اضافه و نسبت ، مانند علم خدا به ساير موجودات و اراده و قدرت ؛ 4 . صفات اضافى محض ، مانند رزاقيت ، مبدئيت ، مُنعم و مُفضل بودن . اينها صفات اعتبارى هستند كه ذهن و عقل آنها را از دو طرف ، يعنى انعام كننده و انعام شده ، روزى دهنده و روزى گيرنده و مُبدَأ بودنِ مخلوق ، اعتبار و انتزاع مىنمايد . ب ) صفات سلبى ممكن است با حرف سلب گفته شود . چنانچه ممكن است به لفظ مثبت و بسيط تعبير گردد ، مثلًا به شخص جاهل و بىسواد مىتوان گفت : « امِّى ، نادان و بىسواد است » . فرق در تعبير است و گرنه برگشت همه به نفى است . بنابراين مىتوانيم از صفات سلبى به قدوس و سبوح تعبير نماييم چنان كه در ادعيه وارد شده و برگشت همهء صفات سلبى به سلب امكان است ، مثلًا مىگوييم خداى متعال مركب نيست ، جسم نيست ؛ مرئى نيست ؛ مكان ندارد . و برگشتِ همه به منزه بودن از آلايش نقصان و محدوديت است و ذات احديت محدود به حدى نمىباشد و جز هستىِ محض نيست . ج ) برگشتِ صفات سلبى ، به نفىِ نفى است . توضيح آن‌كه وقتى مىگوييم : ذات احديت مثلًا جوهر نيست . در تحليل عقلى ، جوهر جهت كمال و جهت نقص دارد : جهت كمال ، وجود و استقلال آن و بودنِ وجود در خود ، جهت نقص ، مانند اين كه جوهر ماهيتى دارد كه در وجودش احتياج به موضوع ندارد و هم وجودش محدود است و هر دو جهتِ ماهيت و دارابودن حد ، جهت نقص و عدم است . آنچه كه با « ليس » از ذات احديت نفى مىكنيم - مثلًا مىگوييم ذات احديت جوهر نيست - همان جهت سلبى جوهر يعنى داشتن
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 202 | عز الدين حسينى زنجانى