تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
حد و ماهيت است . پس نفى جوهر مساوى با نفى جهت منفى جوهر و آن‌هم مساوى با نفى اندر نفى است . چنانچه جهت وجودى و كمالى جوهر از ذات احديت سلب شود در ذات احديت ، تركيب لازم مىآيد ؛ زيرا ذات مركب از كمال خودِ ذات اقدس به اضافهء نبودِ كمال جوهرى كه در جواهر است مىشود و اين تركيب ، عين دارا بودن حد است و در اصطلاح فلاسفه آن را شَرُّ التَراكيب مىنامند - تَعالى اللّهُ عَن ذلِك عُلُوّاً كَبيراً پس برگشت صفات سلبى به سلبِ سلب يا به نفىِ نفى است . د ) برگشتِ همهء صفات سلبى به يك سلب است و آن ، سلب احتياج است ، مثلًا مىگوييم خداى متعال مركب نيست ؛ چون هر مركبى به اجزاى خود احتياج دارد . به اضافه اين كه هر جزئى خواه عقلى باشد يا خارجى ، كمالِ جزء ديگر را ندارد و احتياج در ذاتش است . همين‌طور صفات سلبى ديگر . ه ) آنچه كه از صفات سلبى معروف شده و به شعر گفته‌اند :
نه مركب بود و جسم و نه مرئى نه محل * بىشريك است و معانى تو غنى دان خالق
يا صفات ثبوتى كه معروف شده :
عالم و قادر وحى است و مريد و مُدرِك * هم قديم و ابدى دان متكلم صادق
شبيه هذيان است ؛ زيرا قرآن كريم و ادعيهء وارده از ائمه معصومين عليهم السلام مملو از اسماى حسنا و صفات و امثال عليا مىباشد . همين‌طور صفات سلبى از قبيل وَ ما اللّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعمَلُونَ يا نظير اينها . اين دو شعر بايد از متكلمينِ غافل از آيات و ادعيه‌باشد . و ) صفاتى كه مفهومى جز نسبت و اضافه ندارند ، مانند عالميت ، قادريت و رازقيت كه زائد بر ذات هستند و حكما و متكلمين در آن اختلافى ندارند ؛ زيرا اگر آنها زائد بر ذات نباشند لازم مىآيد ذات نسبت اعتبارى باشد ؛ زيرا نسبت قادريت با مُبدِئيت عين نسبت بين قادر و مقدور و يا مُبدِأ و مخلوق است . اگر اين به معناى اضافى عين ذات باشد محذور اعتبارى و اضافى بودن ذات لازم مىآيد و بطلان لازم ، واضح است ؛ زيرا ذات اقدس متن